سلام

Today8
Yesterday183
This week744
This month6201
Total89066
Guests : 9 guests online

Islamic Republic Of Iran  50.4%
United States  14.3%
Afghanistan  10.6%
Canada  4.2%
European Union  2.8%
Russian Federation  2.8%
United Kingdom  2%
Romania  1.7%
Australia  1.7%
Germany  1.7%

دو وزیر رای نیاوردند، چه کسانی مقصرند؟

تکرار پروژه عدم رای دهی ولسی جرگه به وزرای هزاره خشم توام با نومیدی را در میان هزاره ها پدید آورده است، چون این مساله به عنوان تحقیر و توهین به هزاره ها قلمداد شده است. تردیدی نیست که دو وزیر دارای ملیت هزارگی، سرور دانش و داوود نجفی، هدف انتقام گیری بوده اند، ولی آیا ملیت انها تنها عامل و علت واقعه بوده است؟ اگر قضیه را به این شکل تحلیل کنیم، ممکن است از درک جنبه های اصلی قضیه که از رهبری و سیاست های احزاب هزارگی معرفی کننده وزیر (در مورد اقای دانش) و نقش شخص کاندید وزارت (در مورد نجفی) غافل خواهیم ماند. تقلیل و تحلیل عدم رای به وزرا به مساله ملیت بسیار به نفع احزاب ورشکست هزارگی تمام خواهد شد و باز دیواری برای انها فراهم می کند تا ناکارآمدی خود را در پشت قومیت پنهان کنند.

ارای ریخته شده به نفع سرور دانش ( 95 راي) و داود علي نجفي (87) نشان می دهند که تعداد زیادی از نمایندگان سایر اقوام به انها رای داده اند، اما ما نمی دانیم که آن آرا متعلق به کدام نمایندگان بوده اند و نیز نمی دانیم که چه کسانی رای منفی داده اند؛ هر چند افکار عمومی هزاره ها جناح کرزی را مقصر می داند، دقیقا همان تیمی را که اقایان دانش و نجفی به آن تعلق دارند. برای متهم کردن کرزی به فاشیسم در مورد رای ندادن پارلمان به وزرا باید دلایل کافی داشته باشیم در حالی که در این مورد چنین دلایلی وجود ندارند. البته بسیار ساده است بگوییم که  کرزی نمی خواهد هزاره ها وزیر شوند، لذا در ظاهر امر انها را کاندید می کند و در باطن با سایر پشتون ها تبانی تا به هزاره رای داده نشود. واقعیت امر این است که اقایان دانش و نجفی از عناصر بسیار وفادار به کرزی هستند که کرزی هم در آن وفاداری شک ندارد. نجفی در باند مدبر قرار می گیرد و دانش در باند خلیلی و هر دوی انها در جناح کرزی هستند و وفادار و مطیع وی. حضور چنین افراد مطیعی در جناح کرزی اگر هیچ منفعتی برای وی نداشته باشد، حد اقل چهره او را کمتر ناسیونالیست پشتون نشان می دهد و یا ان را می پوشاند که کاری کمی نیست. بنا بر این، پذیرفتن این مساله دشوار است که گفته شود که کرزی در عدم موفقیت دو وزیر هزاره تبار مقصر است.

از سوی دیگر، آن دو وزیر نه نماینده هزاره ها بودند و نه هم هزاره گرا هستند تا ازدیوار رای اعتماد عبور نتوانند. نجفی در زمان کارش در کمیسیون انتخابات بسیار برای توفیق کرزی تلاش کرده است. اگر او هزاره گرا می بود یا به نفع بشر دوست رای می داد و یا اقلا بی طرفی خود را حفظ می کرد. اقای دانش را هیچ کسی نمی تواند متهم کند که در دوران وزارتش کاری برای هزاره ها کرده است. البته بر عکس متهم است که برخی از هزاره ها را از وزارت عدلیه اخراج کرد و یا از پذیرش انها خود داری کرد تا خود را فارغ از هزاره گری معرفی کند. حتا یکی از دانشجویانش که در کلاس خود اقای دانش هم شاگرد اول است دنبال واسطه غیر هزاره می گردد تا شفاعت شاگرد ممتاز هزاره را پیش سرپرست وزارت کند و برای او بورس بگیرد. هزاره گرایی اگر به معنای اعتقاد به برتری هزاره ها و پایمال کردن حقوق غیر هزاره ها باشد، مانند سایر قومگرایی ها فساد اور است، اما وزرای منتسب به هزاره که رای نیاوردند، از حقوق مشروع هزاره ها هم دفاع نکرده اند. بعلاوه، نه کریم خلیلی نماینده هزاره ها می باشد و نه صادق مدبر و در نتیجه وزرای پیشنهادی انها هم لا بد و لا محاله نماینده هزاره ها نیستند، چون هیچیک از سوی تمام یا اکثریت هزاره ها انتخاب نشده اند. کوتاه سخن این که چگونه کرزی دوستان خود را که نماینده قوم هزاره هم نیستند تا حق و حقوق انها را بخواهند از خود طرد می کند و به شکست انها راضی می شود.

البته امکان دارد که بخشی قابل توجهی از ارای منفی به وزرای خلیلی و مدبر متعلق به طرفداران و دوستان داکتر عبد الله باشد که انتقام از خلیلی می گیرند. و البته برخی از نمایندگان شیعی ناراضی از خلیلی و مدبر هم رای نداده اند. ممکن است خلیلی و مدبر تلاش لازم را برای جلب رضایت برخی از نمایندگان رای فروش نکرده باشند. بنا بر این، تنها متهم کردن کرزی و تیمش (که البته تا حدی مقصر است به شمول خود خلیلی و مدبر) در جریان عدم رای دادن به دو وزیر با تبار هزارگی تنها به پوشاندن شکست سیاست های کریم خلیلی و امثالش منجر می شود. اقای خلیلی که به گمراه کردن افکار عمومی هزاره ها پختگی یافته است، باز زیر سایه قومیت هزاره به منافع آن قوم ضربه می زند. اجازه دهید به این نکته اشاره شود که در حرکت ها و جنبش های مربوط به اقلیت ها، رهبران احزاب نباید خود صاحب کرسی و مقام شوند که در غیر ان بر اثر استحاله شخصیتی (از شخصیت طالب حقوق اقلیت به شخصیت دریافت کننده حقوق انها برای شخص خود) خود تبدیل به مانع بر سر راه منافع اقلیت ها می شوند. امروز رهبران احزاب هزارگی بیشتر از کرزی مانع پیشرفت هزاره ها شده اند.

سرطان 1389

Add comment


مطالب تازه خوانده شده