سلام

در جستجوی عدالت

ما 8 مهمان  آنلاین داریم.
Content View Hits : 62800
گزارشی از محرم در افغانستان Print E-mail
Wednesday, 13 January 2010 20:59

ابراهيم حسن زاده

شيعيان در افغانستان داراي وضعيت سياسي  پر پيچ و خم  و باعقبه هاي دشوار  و راهاي هموار و طلاي بوده است . مراسم عاشورا به درستي روشن نيست  در چه وقت  با چنين هيئت  شكل گرفته است.

 فقط  از سخنراني ملا  حسين واعظ كاشفي در هرات در مي آيد كه در عهد تيموريان  مجالس عزاداري ابا عبد الله الحسين (ع) با شكوه بر گزار مي شده است . كتاب روضة الشهدا حاصل  سخنراني هاي آن عالم يگانه دوران  در مراسم عزاداري ابا عبد الله الحسين (ع)  در ماه محرم است .

ولي در هنگام حضور انگليس در شبه قاره هند  و حكومت هاي وابسته به آنان بدر رفتاري سياسي را عليه شيعيان اعمال كرده است .  ازدوره امير دوست محمد خان به بعد عليه شيعيان محدويت هاي اعمال شده ؛ ولي اين محدوديت در مراسم عاشورا بيشتر به چشم خورد.  ولي باسركار آمدن عبد الرحمان جابر در( 1285 هج)   شيعان در خفقان كامل قرار گرفت. او با سياست پاكسازي قومي و نسل كشي  برهنه مانند خمر هاي سرخ به قتل عام  شيعيان پرداخت و سه سوم شيعيان را  از ساحت هستي زدود و  و با يك چهارم جمعيت باقي مانده سياست بد رفتاري و جابجاي جعيت اعمال كرد.  مراسم سخنراني و مراسم عاشورا در زير زميني ها منتقل شد وآنهم در تاريكي شب و اين وضعيت تا (1342) با پرجا بود.  از آن دوره با تدوين قانون اساسي مشروطه  وتعهد افغانستان در برابر فشار بين المللي  به رعايت حقوق بشر؛ شيعيان  مجال  برگزاري مراسم عاشورا  را در روز يافتند.

 اين امر تا 1372 معمول بود ولي با سقوط دولت كمونيستي و پيروزي مجاهدان  شيعيان در كابل  در ضمن  برگزاري مراسم در تكايا  و مساجد و در روز نهم و دهم  به راهپيماي عظيم خياباني مبادرت كردند، هرچند عمر اين آزادي كم بود ؛ اين نمايش قدرت شيعيان  براستكبار جهاني و كشورهاي مرتجع عربي گران  آمد آنان با توطئه دوامدار  و تحميل جنگ هاي نا خواسته به وسيله عوامل داخلي خود و ظهور طالبان  عرصه را بر شيعيان تنگ كردند و باز هم در دوره طالبان  محرم در شبها و منحصر به تكيه خانه شد.

  چنانچه گفته اند اگر خدا خواهند  عدو سبب خير شود.  در ( 1381)  حكومت طالبان به وسيله آمريكا و جبهه متحد سرنگون شد؛  و حكومتي با كمك جامعه جهاني به سر كار آمد، كه محور اصلي آن رعايت حقوق بشر و آزادي هاي مدني است،  در اين فرصت مراسم عاشورا در كابل  به يك شعار ملي تبديل شده است و شيعه و سني در آن سهم مي گيرند و  در روز عاشورا  رئيس جمهور با اعضا ء كابينه  در مراسم عاشورا شركت مي كنند و اكثر دولت مردان سخنراني هم مي كنند

 اكثر نقاط كابل سياه پوش مي شود و  در هر برزن و دروازه هاي از پيش ساخته  مزين  با  پارچه سياه و مخطوط با كلمات   امام حسين و اشعار كه در رثاي امام حسين (ع)  قد مي افراشد.  شهر ماتم زده مي شود  و كابل درست  در عصر عاشورا 61 ه ق   قرار مي گيرد و حزن و اندوه  از در و  ديوار مي بارد .  صداي موسيقي  و فضاي بد مستي ، و لودگي جوانان  در اين اندوه غرق مي شود؛  كه گوياي چنين حالتي در افغانستان  اصلا وجود نداشته است . اين عاشورا ثقل اصلي وحدت  شيعه و سني است.  محرم  اين دو فرقه اسلامي  در كنار هم گرد آورده است  و محرم  تفاهم و اخوت اسلامي را  عينيت بخشيده است. .اين امر نشان دهنده ظرفيت  و فرهنگي تاريخي اين خطه از مردم  خراسان است كه چنين فرهنگ  دارند .  ولي در كابل مراسم عاشورا  باذكر و شور اهل حال صوفيه رنگ ديگر  به خود مي گيرند. جان بازي در عرفان و فناي در حق  در روز عاشو را   تجلي مي يابد كه حتي ابراهيم خليل در راه عاشقي و دوستي با حضرت حق اسماعيل در  قربانگاه برد و. لي زنده پس آورد و لي حسين (ع)  هفتا دو تن و حتي سه كودك ازبني هاشم  در قربانگاه مي آورد  و زمين  را  از خون ، سرخ  رنگ مي كند تا حق پا بر جا باشد و خون هاي پاك آن  كودكان را كه  در آغوشش تكه تكه شده اند  بادست هايش در راه خدا در آسمان مي پاشد  تا دين خدا در زمين پاينده باشد.   با تن  غرق خون  در براير  تيرها  در عصر عاشورا در نماز مي استند .اين اقامه نماز نهايت بندگي و حديث دلدادگي است.   عقل را  از سر شاگردان مكتب تصوف مي پراند . اين شور را  جزء اهل ذوق از عارفان ديگران قادر به چشيدن شان نيست چون ديگران  حس لامسه اين لذت را ندارد.  حقيقت عاشورا در مكتب عرفان اين مردان خدا  جوشش از معرفت  است كه آنا ن خود را غرق در آن مي بينند و آنان مي بينند  چشم ما در ديدن آن كور است چون  در تصور مان نيايد كه چون اهلش نيستيم .

 

عجب حال است كه همه مست و شيدايند كه صداي يا هويش  در قلب  بيننده ترك مي اندازد  .  اين  جان نثاري است   كه قدرت اين تصميم را فقط اهل ذوق با ابزار معرفت عشق و محبت در ك مي كنند . اين  فدا كاري  از مصداق كامل معامله با خدا  است كه جان و مالشان را در راه خدا با خدا فروخته است و خريدارش حضرت حق است . بايع عبد و مشتري ذات ذوالجلال است و سبحان الله  چه عبد بزرگ  كه او حسين بن علي (ع)  است. كساني در اين تجارت قدم زده اند  بزرگي اين معامله را درك مي كنند چون عطار بوي عطرو  زعفران  مي فهمند. زرگر قييمت زر داند.  او  گوهر و صدف را از مهره بدل شناسند.

در كنار  مراسم عاشورا   بار خواني و شعر مرثيه خوب رشد كرده است ، مي شود گفت:  هنردر قالب مرثيه خواني  ظهور يافنه است .  سخنراني در شب و روز معمول است ولي صد متآسفانه علما و واعظان دين  حتي كساني صاحب نام  و آوازه اند  با نياز زمان خود را عيار نساخته اند ؛ منبر ها در كابل  غالبا بي محتوا است ولي اگر كساني  كه حنجره خوب دارند ، از مردم اشك خوب مي گيرند  مردم افغانستان از نظر روحي آماده اشك ريختن است .

 منبر هاي معروف  حتي حاضر نيستند به خاطر ماه محرم  و وقت مردم و مسئوليت ديني و احترام ابا عبد الله (ع)  ميدان را به نسل جديد  از روحانيت باز كنند؛ تا مردم  را  به معلومات دقيقتر آشنا گردانند . البته تعداد چنين روحانيان توانمند  نيز بسيار كمند. متوليان منبر هاي معروف در كابل   دنبا ل دكان داري ديني است به خصوص در كنار مساجد و تكايا معامله سياسي چاق است. مردان آخرت  در تجارت  دنيا با اعمال آخرت بيش از گذشته مشغولند. براي احياي سنت حسنه ابا عبدالله(ع)  آن طور حقش است مايه نمي گذارند . در حقيقت متوليان تكايا  و علما در اين امر دچار كم فروشي است و . اكثر علما منبر هاي حفظي را نشخوار مي كنند و براي يك منبر با سابقه طولاني در مطالعه  آن موضوع  و  ساعت ها وقت  در مطالعه بيش از ارائه سخنراني  نمي گذارند . از اين طرف  دانش ديني در افغانستان خريدار ندارند  چون دانش ديني مثل ساير دانش بشري  صاحب خود را به نان ونوا نمي رساند . هرچند استثنائات هم  وجود دارد.. بايد عالم ديني تمام خدمات را براي رضا خدا تحويل دهد و منبع  تامين كننده كه كه حد اقل زندگي روحانيت  را تضمين كند، وجود ندارد ، تا روحانيان فارغ البال  تمام وجود خود را وقف  باروري وظيفه اش كنند. حتي كساني كه سابقه طولاني تر در امر منبر دارند و جا افتاده ترند، چند منبر را در ايام عاشورا اشغال مي كنند و اين  امر در مركز باميان از هرجاي ديگر برجسته است. به خاطر نياز مادي و حرص برخي   روحانيان چنگال دار به نان نواي به بركت سفره امام حسين(ع) مي رسند ولي نوعا روحانيان  حتي به هزينه سفرش هم دست نمي يابند. همين بي برنامگي موجب شده اكثر روستا ها در هزاره جات بدون روحاني باشند  چون دولت افغانستان به اين امر دخالت معقول نمي كنند، چون گويا محرم   ومراسمش مخصوص شعيان است ،  حتي اكثر  قريه ها در دره تركمن سالها  است در محرم پاي روحاني نرسيده است  در حاليكه مردم تركمن وضعيت مالي خوب دارند،حتي مي توانند با كمك مالي خود شان محرم را  درسر تا سر هزراه جات  بارور كنند.

 در كابل ده ها ده باچه خوان خوب و پاي منبري  در هر منبري باهم سر هيچ   به مفتي با هم رقابت مي كنند و امّا نهادي نيست  با شناساي نياز مندي قريه ها به قريه ها روحاني  اعزام كند. جاي يك نهاد ديني معتبر و قابل قبول جميع شعيان به خصوص هزاره  ها  خالي است ، تا اين نهاد امر تبليغ  ر ا  مثمر ثمر ناب كند.

 در مجموع  منبر هاي واعظان  عوام زده است كه موجب رشد  فكر ديني مردم نمي شود. و جمعيت مشتاق شنونده  ضرر مي كنند و به هر حال اكثر علما از مصداق كم فروشان است و بايد خود را آماده  اين جبران كنند و متوليان هم انصاف داشته باشند  براي تغيير ذايقه مردم  و تمناي نسل جديد روحانيت با سواد را  ميدان بدهند.  و حتي از قم و مشهد دعوت كنند.

در مجموع مراسم  عاشورا  از زنجير زني و قمه كوبي  و كار هاي حرام  پاك است. امسال جوانان در ماه محرم به خاطر خشنودي ابا عبد الله حسين(ع)  و دستگيري بيماران نيازمند به خون  در اكثر شفا خانه اقدام به اهدا خون كردند  حتي بانگ خون شفاخانه باميان   پر شد؛ ديگر جاي براي نگهداري  خون  اهداي نداشتند.

 البته در كابل  در ضمن بر پاي مراسم عاشورا در كتار آن برخي كار هاي  نا پسند هم است . مانند  روشن  كردند  ضبط ها با بار خاني در هر كوچه و چهار سو ها  از صبح تا شب  موجب آزار مؤ منان است  و صداي  بلند گوها تكايا و مساجد تا پاس از شب نيز زندگي را بر همسايه تلخ كرده است.

  اين شور حال در شهر مزار شريف   نبز در ماه محرم  ديده مي شود ولي در قندهار و غزني  فقط در داخل  تكايا و مساجد   مراسم بر گذار مي شود ولي در هرات   عزا داري خياباني شيعيان در سالهاي گذشته به خاك خون كشيده شد و تا هنوز  آن شور حال كابل در هرات پديد نيامده است. هرچند حضور عزارداران در تكايا و مساجد هرات  گسترده است و اشتياق  در عزاداري خياباني زتده .

 ولي بر خلاف كابل و ساير حا شيه شهر  هاي بزرگ افغانستان  در قريه ها در طول  مراسم عزادران اطعام مي شوند، ولي در شهر ها  به خاطر فقر شديد مردم بيچاره حاشيه شهر  اكثر مجالس تا روز نهم   بدون اطعام   بر گزار مي شود. اين نذر نياز براي نيازمندان   فرصتي است كه براي يكبار از بركت سفره امام حسين شكم  خود  را سير كنند.

 

 

Trackback(0)
نظر (6)Add Comment
...
written by خ. ا., January 15, 2010
اینکه مراسم عاشورا و روضه خوانی اول بار در وقت ملا حسين واعظ كاشفي برپا شد نشان میدهد که یک تصمیم سیاسی در یک زمان خاص به خاطر اقتضاهات آن وقت بوده است. امروز این نهاد متخر سیاسی تبدیل به ثابتات شیعه گری شده است. و آن هم معلوم نیست به چی شکل و شیوه تدویر میشده اما روشن است که به شکل دسته بازی ها و عزاداری های امروز نبوده است.
مشکل هزاره ها با عبدالرحمان بر سر مراسم عزا داری نبوده است. چراکه معلوم است در آن زمان هزاره ها کدام پایبندی به عاشورا و عزا داری نداشته اند. تا دو دهه قبل هم عاشورا چندان رونقی در سرزمین اصلی هزاره ها نداشته است و ترویج بعدی آن را باید به حساب تاثیرات ایران و نجف گذاشت.
به جا است که شما تاریخ را با دقت بیشتری بررسی کنید. من یک نوشته در باب عاشورا داشتم که چون حال وقت آن گذشته است نشر آن شاید چندان لازم نباشد.
........
اگر مایل هستید بفرستید تا نشر کنیم. نوشته هیچ وقت کهنه نمی شود. عاشورا چند ماه دیگر باز تکرار می شود
...
written by اسدالله جعفری, January 16, 2010
باسلام خدمت این نویسنده گرامی
البته نظر ها محترم است ومن به نظر این خواننده عزیز که نظر خود را در باره نوشته حاج آقای حسن زاده شخصیت بزرگوار وطن نوشته است بسیار احترام قائل هستم وچشم به راه می مانیم که ایشان نوشته خود را ازطریق سایت سلام به نشر رساند تا مانیز بهره بریم.
اما راجع به نظر این خواننده عزیز عرض کنم که شیعه های هزاره افغانستان این افتخار را دارند که قبل از ایرانیان ولایت مولا علی واولاد ایشان را قبول نموده اند واولین امت آزاده است که به خاطر عشق به آزادی تنبیه مالی شده اند اما آزادی را قربانی نکرده اند وبه امام علی واولاد علی به عنوان خداوندگاران آزادی وفضیلت عشق ورزیده وبزرگ ترین ستم ها ومجازات های حکام مستبد را قبول کرده اند.
بعضی دوستان به علت نا آگاهی ازتاریخ سراسر عزت وآزادی خواهی مردم هزاره حرف های دشمنان مردم را نشخوار نموده شیعه های هزاره افغانستان را منتسب به ایران می کنند درحالی که هزاره های افغانستان قبل از ایرانیان که در زمان سلطان خدابنده شیعه شدند،شیعه بودند.
...
written by خ. ا., January 16, 2010
نوشته من که متذکر شدم ممکن به مذاق انقلابی شما خوش نیاید. اما از تعصب کرده خوب است که این مسایل تامل شود. بعضا تعصب به شکلی از هزاره گرایی رونما میگردد. البته مرادم از هزاره گرایی جریان و رفتار خاصی است که رواج یافته است نه گرایش به هزاره. وگرنه هزاره ها باید به تاریخ و کلتور و فرهنگ خود مفتخر باشند و آن را حفظ نمیاند. هزاره ها نباید از کلتور و فرهنگ خود شرمیده کوشش کنند آن را برای دیگران توجیه و رنگ آمیزی گنند.

یک نمونه از این از خود گریزی و توجیه گری استدلال جناب جعفری است که هزاره ها اولین شیعیان بودند. جدای از بررسی صحت و سقم آن این شکل از استدلال مثل جنگ و شور اطفال است که سر اینکه کی مثلا اول بوده یا قد پدر کی بلندتر است. داشته های فرهنگی و دینی هزاره ها آنهایی هستند که هزاره ها در آنها میزنید و ایمان و نزاکت اجتماعی آنها را تشکیل میدهد نه آنهایی که وسیله خود نمایی یا اثبات و توجیه خود در بین بیگانه ها قرار میگرند.

به گمان من شکل جدید شیعه گری در قرن اخیر و به خصوص در سی سال اخیر رواج پیدا کرده است و منش و رفتار اصلی مذهبی مردم تفاوت دارد. برجسته کردن نقش عاشورا و ایدیولوژیک کردن نقش آنها توسط همین آخوندان قم و نجف صورت گرفته است که البته بدون خونریزی هم نبوده است. باز هم یاد آور میشوم که تا جایی که من معلومات دارم مراسم محرم سی سال قبل کدام برجستگی خاص در بین مردم نداشته و تنها یکی از رواج های متعدد مردم بوده است.

البته شما که علمای روشنفگر میباشید چرا یک لحظه تامل نمیکنید که آیا میارزیده است که هزاره ها به خاطر علی و اولاد و خاله ها و عمه ها و تول و تبر او بزرگ ترین ستم ها را تحمل کرده اند. من فکر میکنم شاید اینها صرف نمادهای سیاسی در یک دوره خاص برای تبارز سیاسی هزاره ها بوده است و بعدا به شکل کلیشه های مذهبی درآمده اند.
...
written by ابراهيم حسن زاده, January 17, 2010
خ سلام خوب بود شما هم اسم رسم و جاي خود را معرفي مي كرديد خود همين نوع نوشتن تحت نام مستعار و رمزي حكايت از نادرستي كار شما دارد . البته نظر تكنيك محتوا حدس مي زنم كه شما كه هستيد. در هر كار علمي باور ها و علاقه ذهني نبايد دخالت كند ولي از نوشته شما يك داوري با پيش فرض ذهني اقدام به قلب تاريخ مي كنيد و لي به خاط روشن شدن ذهن مردم افغانستان به اطلاع مي رسانم . هزاره با اختيار كردن اسلام با نوع تشيع آن از آغاز بوده است و شاهد اين امر اسناد تاريخي واسناد علم ديرن شناسي و اتنيكي است نه اينكه هزاره اول اسلام را از نوع اهل سنت اختيار كرده است بعد به وسيله صفوي تشيع را اختيار كرده است يا به قول نويسنده در كابل كتابي نوشته است و تلاش كرده است كه هزاره اسلام را با تشيع در زمان صفوي ها اختيار كرده است. پيش از دوره صفوي بواي بوده است من دور نمي روم ابو غالب هندي متوفاي 260 هيجري در كتاب عبقري الاحسان نهاوندي از اونقل مي كند كه او چگونه اسلام آورده ويك هزاره اورا چگونه به خدمت امام عسكري (ع )معرفي كرده است . دوم شيخ صدوق متوفاي 381 هيجري كتاب من لايحضره الفقه را در يك روستاي هزاره نشين مي نويسد او كتابي دارد به نام امالي شيخ صدوق كه بخش از آن احاديث مربوط به كربلا است كه در حقيقت روضه شيخ صدوق هم است و همين امر نشان مي دهد كه مراسم روضه مستقيم به خود مقتل از آغاز بوده است و سينه ونوحه و مرثيه سراي شايد بعدا در مرور زمان به وجود آمده است . در باب سيي وم امالي حديث را ابو اسحاق بلخي از عمه اش به نام مريسه بن يونوس بين ابي الحسن كه او عمه ا ش مي شده است تا از يك خانم كه فرزند زيد شهيد است واقعه كربلا را روايت مي كند . اين موقعيت علمي يك قوم را نشان مي دهد در آن عصر زني محدثه بوده است. ديگر اينكه يعقوب ليث كه در محاصره بغداد به علت بيماري جان مي دهد و علماي ازلشكرش در عقب نشيني در قم جدا مي شوند و به احيا مكتب حديث و فقاهت قم مبادرت مي كنند كه اين امر را حتي شيخ عباس قمي در تتمه المنتهي هم مي آورده يعني هزا ره ها داراي دانش و قدرت علمي و اقتصادي بوده اند ازاين گذشته چنگيز خان به خاطر مقاومت سرسخت هزاره و تلفات آنان تصميم به قتل عام هزاره مي گيرند و تمدن اين سرزمين را از بين مي برد و و از اين به بعد است كه بيگانگان در افغانستان تاخت وتاز مي كند ولي چنگيز در هرات دست نشانده خود اهل كرت را مي گمارد و حتي آل كرت تمام توان خود را براي انحلال هزاره به خصوص به خاطر شيعه بودند كار مي گيرند او حتي حكومت سربداران شيعي سبزوار را سر نگو ن مي كند كه مهاجران سربداران به باميان مهاجر مي شوند و هنوز از اين اقوام در باميان زندگي مي كنند سفر نامه ابن بطوطه را بخوان. شما راجع به روظه خواني ملا واعظ كاشفي ترديد مي كنيد شما كتاب روضة الصفا في وصف هرات را بخوانيد در ضمن به تاريخ روضه الصفا و و حبيب السير مراجعه كنيد قدرت تشيع عزا دار هي هزاره ها را در يابيد. در مجموع هزاره اسلام آگاهانه با مذهب تشيع پذيرفته است م مراسم عاشورا ار ازقرن 3 به شكل مقتل خواني رواج بين هزاره بوده است ولي مرور زمان و اقتباس و تقليلد در شكل و فورم دخالت كرده است اين كه شما جنايت عبد الرحمان به خاطر مذهب عاشورا نمي دانيد چاي تعجب دارد كه شما حقيقتي را منكر مي شويد كه هنوز راوي زنده دارد. و چرا منكر مي شويد پس هزاره را به چه جرمي تكفير كرده است . شما سراج تواريخ ملا فيض كاتب و تاج تواريخ خاطرات عبد الرحمان ار بخوانيد در ضمن به ابزار فهم متون تاريخ و شيوه فهم هم جلو كدام عالم در آميركا مراجعه كنيد زندگي در آمريكا برايت خوش بگذرد
...
written by خ. ا., January 18, 2010
جناب حسن زاده - اطلاعات و دانش وسیع تاریخی تان بسیار قابل قدر و احترام است. تا جایی که دیده میشود سیستماتیک هم است. خوب است که در این مورد کتاب چاپ کنید.
اما خطوط اصلی نظرات من سرجایش باقی است. علاقه اصلی من از موضع مذهبی (تحریف شیعه امامیه) است و بلای عام هزاره گرایی - و گرنه به تاریخ هزاره ها کدام علاقه خاصی ندارم (بگذریم از اینکه دانشمندان بزرگی این نام را هویت قومی نمیدانند)! و بر اساس شواهد موجود کدام اهمیت خاصی در منطقه نداشته است.
اشاره تان به شکل و فورم ظرافت خاص خود را داشت. یک چشمه از شم استخباراتی را هم کوشش کردید به نمایش بگذارید منتها شاید به کاهدان زده باشید. دلیل ننوشتن نامم شرم بیش از حدی است که دارم!

از سر اتفاق گذرم به این سایت افتاد و نظرم را بیان کردم - امیدوارم سوی تفاهم نشود که کدام علاقه ای به موضع سیاسی و مذهبی شما و حزب شما و قوم شما داشته باشم.
...
written by حسني, January 24, 2010
سلام خدمت تمام دوستان و مخصوصا اين دوستي كه اخيرا حضرت آيت الله حسن زاده را متهم به قوم گرايي نموده است.
اولا قوم گرايي في نفسه در اسلام نفي نشده است بلكه مهر تائيده خورده است. پيامبر(ص) اولين قدم براي تبليغ دين اسلام را از بين اقوام خود شروع كرد كه ذات اقدس اله نيز دستور فرمودند كه از بين خوشاوندان خود شروع نمايد.
ثانيا قوام وقبايل خواصي آمدند فرهنگ و تمدن خاصي را با پيشنه و استعداد خود به وجود آورده است. كه نفش اقوام در پيدايش فرهنگ و تمدن نمي توان ناديده گرفت.
ثالثا فرهنگ تمام رسومات افراد برخواسته از فرهنگ آنان هست مذب و دين آن فرهنگها را يا تاييد ميكند يا نفي اسلام اين فرهنگ هارا تايد نموده است.
رابعا قوما گرايي در صورتي منفي است كه در بر داردنده نفي ديگر تيريه هاي فرهنگي باشد و انحضار تطلبي در چهره خود را داشته باشد.
حسني از بهسود كوه بيرون

نظر بدهید
quote
bold
italicize
underline
strike
url
image
quote
quote
smile
wink
laugh
grin
angry
sad
shocked
cool
tongue
kiss
cry
کوچکتر | بزرگتر

busy