ابراهيم حسن زاده
شيعيان در افغانستان داراي وضعيت سياسي پر پيچ و خم و باعقبه هاي دشوار و راهاي هموار و طلاي بوده است . مراسم عاشورا به درستي روشن نيست در چه وقت با چنين هيئت شكل گرفته است.
فقط از سخنراني ملا حسين واعظ كاشفي در هرات در مي آيد كه در عهد تيموريان مجالس عزاداري ابا عبد الله الحسين (ع) با شكوه بر گزار مي شده است . كتاب روضة الشهدا حاصل سخنراني هاي آن عالم يگانه دوران در مراسم عزاداري ابا عبد الله الحسين (ع) در ماه محرم است .
ولي در هنگام حضور انگليس در شبه قاره هند و حكومت هاي وابسته به آنان بدر رفتاري سياسي را عليه شيعيان اعمال كرده است . ازدوره امير دوست محمد خان به بعد عليه شيعيان محدويت هاي اعمال شده ؛ ولي اين محدوديت در مراسم عاشورا بيشتر به چشم خورد. ولي باسركار آمدن عبد الرحمان جابر در( 1285 هج) شيعان در خفقان كامل قرار گرفت. او با سياست پاكسازي قومي و نسل كشي برهنه مانند خمر هاي سرخ به قتل عام شيعيان پرداخت و سه سوم شيعيان را از ساحت هستي زدود و و با يك چهارم جمعيت باقي مانده سياست بد رفتاري و جابجاي جعيت اعمال كرد. مراسم سخنراني و مراسم عاشورا در زير زميني ها منتقل شد وآنهم در تاريكي شب و اين وضعيت تا (1342) با پرجا بود. از آن دوره با تدوين قانون اساسي مشروطه وتعهد افغانستان در برابر فشار بين المللي به رعايت حقوق بشر؛ شيعيان مجال برگزاري مراسم عاشورا را در روز يافتند.
اين امر تا 1372 معمول بود ولي با سقوط دولت كمونيستي و پيروزي مجاهدان شيعيان در كابل در ضمن برگزاري مراسم در تكايا و مساجد و در روز نهم و دهم به راهپيماي عظيم خياباني مبادرت كردند، هرچند عمر اين آزادي كم بود ؛ اين نمايش قدرت شيعيان براستكبار جهاني و كشورهاي مرتجع عربي گران آمد آنان با توطئه دوامدار و تحميل جنگ هاي نا خواسته به وسيله عوامل داخلي خود و ظهور طالبان عرصه را بر شيعيان تنگ كردند و باز هم در دوره طالبان محرم در شبها و منحصر به تكيه خانه شد.
چنانچه گفته اند اگر خدا خواهند عدو سبب خير شود. در ( 1381) حكومت طالبان به وسيله آمريكا و جبهه متحد سرنگون شد؛ و حكومتي با كمك جامعه جهاني به سر كار آمد، كه محور اصلي آن رعايت حقوق بشر و آزادي هاي مدني است، در اين فرصت مراسم عاشورا در كابل به يك شعار ملي تبديل شده است و شيعه و سني در آن سهم مي گيرند و در روز عاشورا رئيس جمهور با اعضا ء كابينه در مراسم عاشورا شركت مي كنند و اكثر دولت مردان سخنراني هم مي كنند
اكثر نقاط كابل سياه پوش مي شود و در هر برزن و دروازه هاي از پيش ساخته مزين با پارچه سياه و مخطوط با كلمات امام حسين و اشعار كه در رثاي امام حسين (ع) قد مي افراشد. شهر ماتم زده مي شود و كابل درست در عصر عاشورا 61 ه ق قرار مي گيرد و حزن و اندوه از در و ديوار مي بارد . صداي موسيقي و فضاي بد مستي ، و لودگي جوانان در اين اندوه غرق مي شود؛ كه گوياي چنين حالتي در افغانستان اصلا وجود نداشته است . اين عاشورا ثقل اصلي وحدت شيعه و سني است. محرم اين دو فرقه اسلامي در كنار هم گرد آورده است و محرم تفاهم و اخوت اسلامي را عينيت بخشيده است. .اين امر نشان دهنده ظرفيت و فرهنگي تاريخي اين خطه از مردم خراسان است كه چنين فرهنگ دارند . ولي در كابل مراسم عاشورا باذكر و شور اهل حال صوفيه رنگ ديگر به خود مي گيرند. جان بازي در عرفان و فناي در حق در روز عاشو را تجلي مي يابد كه حتي ابراهيم خليل در راه عاشقي و دوستي با حضرت حق اسماعيل در قربانگاه برد و. لي زنده پس آورد و لي حسين (ع) هفتا دو تن و حتي سه كودك ازبني هاشم در قربانگاه مي آورد و زمين را از خون ، سرخ رنگ مي كند تا حق پا بر جا باشد و خون هاي پاك آن كودكان را كه در آغوشش تكه تكه شده اند بادست هايش در راه خدا در آسمان مي پاشد تا دين خدا در زمين پاينده باشد. با تن غرق خون در براير تيرها در عصر عاشورا در نماز مي استند .اين اقامه نماز نهايت بندگي و حديث دلدادگي است. عقل را از سر شاگردان مكتب تصوف مي پراند . اين شور را جزء اهل ذوق از عارفان ديگران قادر به چشيدن شان نيست چون ديگران حس لامسه اين لذت را ندارد. حقيقت عاشورا در مكتب عرفان اين مردان خدا جوشش از معرفت است كه آنا ن خود را غرق در آن مي بينند و آنان مي بينند چشم ما در ديدن آن كور است چون در تصور مان نيايد كه چون اهلش نيستيم .
عجب حال است كه همه مست و شيدايند كه صداي يا هويش در قلب بيننده ترك مي اندازد . اين جان نثاري است كه قدرت اين تصميم را فقط اهل ذوق با ابزار معرفت عشق و محبت در ك مي كنند . اين فدا كاري از مصداق كامل معامله با خدا است كه جان و مالشان را در راه خدا با خدا فروخته است و خريدارش حضرت حق است . بايع عبد و مشتري ذات ذوالجلال است و سبحان الله چه عبد بزرگ كه او حسين بن علي (ع) است. كساني در اين تجارت قدم زده اند بزرگي اين معامله را درك مي كنند چون عطار بوي عطرو زعفران مي فهمند. زرگر قييمت زر داند. او گوهر و صدف را از مهره بدل شناسند.
در كنار مراسم عاشورا بار خواني و شعر مرثيه خوب رشد كرده است ، مي شود گفت: هنردر قالب مرثيه خواني ظهور يافنه است . سخنراني در شب و روز معمول است ولي صد متآسفانه علما و واعظان دين حتي كساني صاحب نام و آوازه اند با نياز زمان خود را عيار نساخته اند ؛ منبر ها در كابل غالبا بي محتوا است ولي اگر كساني كه حنجره خوب دارند ، از مردم اشك خوب مي گيرند مردم افغانستان از نظر روحي آماده اشك ريختن است .
منبر هاي معروف حتي حاضر نيستند به خاطر ماه محرم و وقت مردم و مسئوليت ديني و احترام ابا عبد الله (ع) ميدان را به نسل جديد از روحانيت باز كنند؛ تا مردم را به معلومات دقيقتر آشنا گردانند . البته تعداد چنين روحانيان توانمند نيز بسيار كمند. متوليان منبر هاي معروف در كابل دنبا ل دكان داري ديني است به خصوص در كنار مساجد و تكايا معامله سياسي چاق است. مردان آخرت در تجارت دنيا با اعمال آخرت بيش از گذشته مشغولند. براي احياي سنت حسنه ابا عبدالله(ع) آن طور حقش است مايه نمي گذارند . در حقيقت متوليان تكايا و علما در اين امر دچار كم فروشي است و . اكثر علما منبر هاي حفظي را نشخوار مي كنند و براي يك منبر با سابقه طولاني در مطالعه آن موضوع و ساعت ها وقت در مطالعه بيش از ارائه سخنراني نمي گذارند . از اين طرف دانش ديني در افغانستان خريدار ندارند چون دانش ديني مثل ساير دانش بشري صاحب خود را به نان ونوا نمي رساند . هرچند استثنائات هم وجود دارد.. بايد عالم ديني تمام خدمات را براي رضا خدا تحويل دهد و منبع تامين كننده كه كه حد اقل زندگي روحانيت را تضمين كند، وجود ندارد ، تا روحانيان فارغ البال تمام وجود خود را وقف باروري وظيفه اش كنند. حتي كساني كه سابقه طولاني تر در امر منبر دارند و جا افتاده ترند، چند منبر را در ايام عاشورا اشغال مي كنند و اين امر در مركز باميان از هرجاي ديگر برجسته است. به خاطر نياز مادي و حرص برخي روحانيان چنگال دار به نان نواي به بركت سفره امام حسين(ع) مي رسند ولي نوعا روحانيان حتي به هزينه سفرش هم دست نمي يابند. همين بي برنامگي موجب شده اكثر روستا ها در هزاره جات بدون روحاني باشند چون دولت افغانستان به اين امر دخالت معقول نمي كنند، چون گويا محرم ومراسمش مخصوص شعيان است ، حتي اكثر قريه ها در دره تركمن سالها است در محرم پاي روحاني نرسيده است در حاليكه مردم تركمن وضعيت مالي خوب دارند،حتي مي توانند با كمك مالي خود شان محرم را درسر تا سر هزراه جات بارور كنند.
در كابل ده ها ده باچه خوان خوب و پاي منبري در هر منبري باهم سر هيچ به مفتي با هم رقابت مي كنند و امّا نهادي نيست با شناساي نياز مندي قريه ها به قريه ها روحاني اعزام كند. جاي يك نهاد ديني معتبر و قابل قبول جميع شعيان به خصوص هزاره ها خالي است ، تا اين نهاد امر تبليغ ر ا مثمر ثمر ناب كند.
در مجموع منبر هاي واعظان عوام زده است كه موجب رشد فكر ديني مردم نمي شود. و جمعيت مشتاق شنونده ضرر مي كنند و به هر حال اكثر علما از مصداق كم فروشان است و بايد خود را آماده اين جبران كنند و متوليان هم انصاف داشته باشند براي تغيير ذايقه مردم و تمناي نسل جديد روحانيت با سواد را ميدان بدهند. و حتي از قم و مشهد دعوت كنند.
در مجموع مراسم عاشورا از زنجير زني و قمه كوبي و كار هاي حرام پاك است. امسال جوانان در ماه محرم به خاطر خشنودي ابا عبد الله حسين(ع) و دستگيري بيماران نيازمند به خون در اكثر شفا خانه اقدام به اهدا خون كردند حتي بانگ خون شفاخانه باميان پر شد؛ ديگر جاي براي نگهداري خون اهداي نداشتند.
البته در كابل در ضمن بر پاي مراسم عاشورا در كتار آن برخي كار هاي نا پسند هم است . مانند روشن كردند ضبط ها با بار خاني در هر كوچه و چهار سو ها از صبح تا شب موجب آزار مؤ منان است و صداي بلند گوها تكايا و مساجد تا پاس از شب نيز زندگي را بر همسايه تلخ كرده است.
اين شور حال در شهر مزار شريف نبز در ماه محرم ديده مي شود ولي در قندهار و غزني فقط در داخل تكايا و مساجد مراسم بر گذار مي شود ولي در هرات عزا داري خياباني شيعيان در سالهاي گذشته به خاك خون كشيده شد و تا هنوز آن شور حال كابل در هرات پديد نيامده است. هرچند حضور عزارداران در تكايا و مساجد هرات گسترده است و اشتياق در عزاداري خياباني زتده .
ولي بر خلاف كابل و ساير حا شيه شهر هاي بزرگ افغانستان در قريه ها در طول مراسم عزادران اطعام مي شوند، ولي در شهر ها به خاطر فقر شديد مردم بيچاره حاشيه شهر اكثر مجالس تا روز نهم بدون اطعام بر گزار مي شود. اين نذر نياز براي نيازمندان فرصتي است كه براي يكبار از بركت سفره امام حسين شكم خود را سير كنند.
مشکل هزاره ها با عبدالرحمان بر سر مراسم عزا داری نبوده است. چراکه معلوم است در آن زمان هزاره ها کدام پایبندی به عاشورا و عزا داری نداشته اند. تا دو دهه قبل هم عاشورا چندان رونقی در سرزمین اصلی هزاره ها نداشته است و ترویج بعدی آن را باید به حساب تاثیرات ایران و نجف گذاشت.
به جا است که شما تاریخ را با دقت بیشتری بررسی کنید. من یک نوشته در باب عاشورا داشتم که چون حال وقت آن گذشته است نشر آن شاید چندان لازم نباشد.
........
اگر مایل هستید بفرستید تا نشر کنیم. نوشته هیچ وقت کهنه نمی شود. عاشورا چند ماه دیگر باز تکرار می شود