جعفري: حالا ميپردازيم به سفرهاي تبليغي آيت الله محقق خراساني براي ترويج و تثبيت مرجعيت. اين را همه مي دانند حالا چه کسي اعتراف بکند و چه نکند.
من يک تعبيري داشته و دارم که اگر محقق خراساني مالک اشتر محقق کابلي نمي شد آقاي محقق کابلي از دم تيغ تيز منافقين جان سالم به در نميبرد. اين يک واقعيت است که اگر آقاي محقق خراساني نبود، اگر آن خطابه هاي داغ و آتشين را در خدمت ترويج مرجعيت ايشان مطرح نميکرد قطعا امروزه ما مرجعيت آقاي محقق کابلي را به اين حد از مقبوليت نداشتيم. حالا حضرت عالي در اکثر از اين سفرها بوديد و ايشان يک سفري به پاکستان داشت که مهم هم است و سفر هايي در داخل ايران هم داشته. شما راجع به سفرهاي ايشان در داخل ايران يک مقداري صحبت کنيد تا برسيم به سفر ايشان به پاکستان.
اخلاقي: عرضم به حضور شما در رابطه با سفرهايي که ما با آيت الله خراساني در داخل ايران داشتيم ابتداي سفر ما از مشهد آغاز شد؛ همان طوري که آقاي جعفري اشاره فرمود من هم بر اين باورم که آيت الله العظمي محقق کابلي که اين جرأت را به خود داد عامل اساسي و محرک اصلي آيت محقق خراساني بود، حتي اگر به خاطر داشته باشيد در جلسات روزهاي اولي که ما در مشهد بوديم در محضر آيت الله العظمي محقق کابلي و آيت الله محقق خراساني، آيت الله کابلي زير بار نميرفت و حتي در يک جلسهاي که آيت الله فاضل ورسي و يک مجموعه ای از شوراي مدرسين از قبيل مرحوم استاد فصيحي (ره) و آقاي استاد خليل (ره) بودند و در مسئلۀ مرجعيت بگو مگو شد بالاخره علما و دانشجويان مشهد به شکل هيئت هايي ميآمدند و داراي سخنگو بودند و تقاضا ميکردند که شما رسالۀ عمليه بنويسيد، در يک جلسه من يادم نميرود حتي آيت الله العظمي کابلي به آيت الله خراساني فرمود:که شما واجد شرايط هستيد رسالۀ عمليه بنويسيد. آيت الله محقق خراساني فرمود: نه، شرايط من غير از شرايط شما است و تعبيرش اين بود: شما را ويژگيهايي است يکي از ويژگيها سيماي ملکوتي حضرتعالي است، اين سيما و چهره ملكوتي براي مرجعيت بسيار زيبنده است. وثانياً از نظر مردمي شما يک موقعيت اجتماعي بالايي داريد، و شما از جهاتي شايستۀ تصدي مرجعيت هستيد، روي هم رفته استخارهاي شد و ايشان هم مرجعيت را پذيرفت.
ما اولين سفر را از مشهد مقدس آغاز کرديم که چند نفري ازعلماي مشهد مقام معظم مرجعيت را همراهي مي کردند آيت الله خراساني در رأس بود، آقاي فهيمي بلخاب، آقاي استاد خليل در بندرعباس، آقاي استاد فصيحي و استاد نهضت يکه ولنگي بودند. ما مجموعه ای که از قم بوديم اولين سفر را، قم رفتيم و اولين جلسهاي را که تشکيل داديم ما طلبه هاي يکهولنگ در منزل حاج آقاي خطيبي بود، بنده بودم، حاج آقاي خطيبي، آقاي حليمي و حاج آقاي فاضل از علماي يکهولنگ بودند. ما چهار نفر در مرحلۀ اول 120 نفر از چهرههاي شاخص و نخبگان روحانيت افغانستان را در حوزۀ علمية قم دعوت کرديم و جلسة بسيار باشکوهي بود کمّا و کيفا. سرانجام مسئلۀ مرجعيت ايشان که در مشهد مطرح شده بود روي اين مسئله در قم با حضور آيت الله محقق خراساني، بنده ابتدا يک مقداري صحبت کردم و بعد عنان سخن را به آيت الله خراساني دادم، ايشان در اين رابطه از ضرورت ظهور مرجعيت بسيار صحبت مستدل، تشريحي و مستوفي داشت، برکات و ثمرات مرجعيت و توانايي علمي حضرت آيت الله العظمي کابلي را برشمرد. الحمد لله در آن جلسه علمي که نخبگان اکثرا حضور داشتند ما به يک دست آورد کلاني رسيديم که مسئلۀ مرجعيت و اقدام ايشان را صحه گذاشتند.
بعد از آن جلسه که ما نظريات اکثريت علما و چهرههاي شاخص حوزه علميه قم را گرفتيم يک مقداري ارادۀ ما قويتر شد. آيت الله خراساني مصمم بود مصممتر شد و بالاخره ده روز در قم مانديم و بعد سفرهاي اصفهان و بندرعباس پيش آمد. در اين مدتي که آيت الله خراساني در منزل حضرت آيت الله العظمي کابلي بود يک شبي من ايشان را در منزل خودم دعوت کردم از ايشان يک سؤالي کردم به عنوان يک وظيفۀ شرعي. گفتم: استاد آيت الله خراساني! شما فعلا مجتهد هستيد و بايد مجتهد را اهل خبره تعيين کند، حالا که ما در همين کاروان ملحق شديم آيا شرعا مشکلي پيدا نمي کنيم؟ ایا حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي به نظر شما واقعا يک فقيه جامع الشريط و جايز التقليد است؟ آيت الله خراساني فرمود: آقاي اخلاقي! من در اين ده روزي که در قم منزل معظم له اقامت داشتم طي اين ده روز من صبح ها قبل از صبحانه با آيت الله کابلي نبرد علمي داشتم، تعبير آيت الله خراساني اين بود که آيت الله کابلي در فقه و اصول قهرمان است. ايشان ميفرمود : طي اين ده روز من با آيت الله منتظري، آيت الله مکارم شيرازي ، آيت الله سيد محمد شيرازي، آيت الله صانعي و ... مباحثه علمي داشتم. ميفرمود : آقاي صانعي و آقاي مکارم و بقيه بزرگان حوزة علميۀ قم در نبرد علمي کوتاه آمدند و آن طوري که من انتظار داشتم پاسخ گو نبودند و ايشان فقط روي آيت الله منتظري حساب داشت و به من اطمينان داد که شما انشاءالله در اين مسير با ايمان و اعتقاد حرکت کنيد و حضرت آيت الله العظمي کابلي از نظر فقهي و اصولي پهلوان است و هيچ کمبودي از ديگر فقها و مراجع تقليدي که در حوزة علميۀ قم مشغول تدريس هستند ندارد جز اينکه افغاني و از مردم محروم هزاره است که اين عيب حساب نميشود. لذا من با اين ارشادات و رهنماييهاي آيت الله محقق خراساني (ره) مصمم شدم و در اين مسير بودم و بعد از اين جملاتي که ايشان فرمودند من صد در صد با ايمان و عقيده حرکت کردم و تا اين لحظه که در محضر شما عزيزان هستم با اعتقاد کار کردم و آيت الله خراساني ما را به تمام معنا در اين مسير تشويق کرد.
بعد اصفهان رفتيم و آنجا هم جلسهاي از طرف علماي افغانستان برگزار شد و استقبال خوبي شد استاد علامه خراساني صحبت بسيار مفصلي داشت و در ان سخنراني از آيت الله سيد سرور واعظ حرفي به ميان آمد. يکي از ويژگي هاي آيت الله خراساني اين بود که بسيار ديد وسيع داشت و از منطقهگرايي سخت متنفر بود و آنجا يک نقدي بر شهيد آيت الله واعظ داشت که ايشان وقتي نجف آمد علماي بهسود را يک تقسيمه داد. آيت الله خراساني فرمود: من به آيت الله واعظ انتقاد کردم که شما بايد همۀ علماي افغانستان را مساعده ميدادي و اگر نداشتي اصلا نميدادي. تو چرا سيد الافغانيين نباشي که سيد البهسوديين باشي.
آيت الله خراساني داراي ديد وسيع بود و اين نظر بلند را داشت نسبت به حضرت آيت الله العظمي محقق کابلي عنايت خاصي داشت و مي گفت ايشان فرامنطقهاي فکر ميکند، فکرشان محدودۀ منطقوي ندارد. از نظر تقوا، عدالت و از نظر مسائل علمي يک شخصيت واجد الشرايط است.
بعد بندر عباس رفتيم و در آنجا هم مراسم و جلساتي برگزار شد و مطالبي که ارايه داده شد تقريبا همان مطالب گفته شده در جلسات قم و اصفهان تکرار گرديد، تا به تهران برگشتيم، در تهران در مرقد امام خميني(ره) مراسمي از سوي مهاجرين و علماي افغانستان برگزار شد و يک استقبال رسمي در حرم امام خميني (ره) از ما به عمل آمد، تا دوباره به قم برگشتيم و مسئلۀ رسالۀ عمليۀ آيت الله محقق کابلي شروع شد و آيت الله محقق خراساني طي ده روز در مرحلۀ اول و ظاهرا ده روز ديگر در مرحلة دوم که از بندرعباس آمديم ايشان در قم اقامت داشت و آيت الله محقق کابلي از نظريات و افکار ايشان کاملا استفاده کرد.
نکتة جالب قابل توجه اين است که آيت الله محقق خراساني يک آدم هدفمند بود، من از ايشان پرسيدم حاج آقا شما قبلا 30 سال در با امام خميني بوديد و با مجلس اعلاي عراق کار کرديد، چطوري يک مرتبه اين جوري تصميم گرفتيد؟ ايشان گفت: يکي از آرزوهاي من مسئلۀ مرجعيت در افغانستان بود. اين را من از قول يکي از علماي نجف که از شاگردان آيت الله خراساني است نقل ميکنم، ايشان ميگفت: بعد از آن که حوزۀ علميۀ نجف توسط بعثي ها منحل شد و آيت الله خراساني حوزۀ درسيشان يک حوزۀ بسيار پرباري بوده و در يکي از جلسات درسيشان اعلام کرده بود که من تصميم دارم حداقل پنجاه نفر مجتهد براي افغانستان تربيت کنم و تحويل جامعه بدهم و شاگردانش را تشويق مي کرد که با انگيزۀ اجتهاد و مرجعيت درس بخوانيد.
آيت الله خراساني فرمود: يکي از آرزوهايم اين بود که يک مرجعيتي در افغانستان مطرح شود، من 30 سال با امام(ره) بودم ، 10 سال براي مجلس اعلاي شيعيان عراق تلاش کردم و بقيه عمرم را وقف ميکنم براي شيعيان مظلوم افغانستان که مسئلۀ مرجعيت در افغانستان تثبيت شود و مرجعيت برکات و ثمرات زيادي در عرصههاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي دارد.
آيت الله خراساني شخصيت بسيار هدفمندي بود و حتي مشکلاتي هم براي ايشان از جاهايي خلق شد و ايشان به تمام معنا آمادگي داشت و به اين باور بود که اگر زمينۀ ماندن در خراسان هم براي من نباشد حاضرم در افغانستان درکنار آيت الله کابلي بروم تا اين مرجعيت تثبيت شود و جا بيفتد و مردم ما از اين حرمان علمي و فرهنگي نجات پيدا کند.