ابراهیم حسن زاده
شهید مزاری کیست؟ چرا هنوز بعضی ها با روح شهید مزاری عداوت دارند؟ مزاری عصاره از فضایل بود که داشتن آن فضایل در شخصیتهای افغانستانی با شرایط عمومی تربیت در کشور امتیاز برجسته ی است، که مدعیان آن فاقد چنین اوصاف اند.
در حقیقت استاد شهید مزاری فرزند قرآن بود، حیات او را عناصر فضیلت قرانی تشکیل می داد ، شاکله عمل او هم قرانی بود ، او موسی قوم هزاره بود که می خواست هزاره را ازشر فرعونها نجات دهد او تنها عناصر انسانی بود که فرعون نفس را در بند کشیده بود؛ او مهاجری از سیئات بود و لی در عین حال او یک مها جر در کسب علم و مبارزخستگی ناپذیر در برابر طاغوت و تاریکی و ظلمت بود، برای به دست آوردن سرزمین خورشید سالها دوری از وطن را تجربه کرده بود.
1- هجرت
استاد شهید یکی ازمصداق تاریخی هجرت و مهاجرت بود ، این ارزشهای اسلامی و انسانی جزء طبیعت ثانوی استاد شهید در آمده بود، و همین خصلت بود که اراده و قدرت تصمیم استاد را تقویت کرده ، استاد در این سیرو سلوک به بصیرتی دست یافته بود، عناصر خدمت گذار و خاین را به خوبی تشخیص می داد. به همین دلیل خدا مقام مهاجرت به او ارزانی داشت. او در گام اول به خاطر دانش دینی به سوی خدا و رسولش هجرت کرد . در تحقق ارزششهای الهی و سنن رسولخدا و سیره آن حضرت ، جان ناقابل خود را هم تقدیم نمود.
وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (نساء/١٠٠)
كسي كه در راه خدا هجرت كند، جاهاي امنش فراوان و گستردهای در زمين ميیابد، و هر كس بعنوان مهاجرت به سوي خدا و پيامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپيده مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست; و خداوند، آمرزنده و مهربان است.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( بقره/٢١٨)
كساني كه ايمان آورده و كساني كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد نمودهاند)، آنها)! اميد) به رحمت) پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
استاد امید به رحمت خداوند داشت ، تا مردم رنج کشیده خود را از اسارت ستم و تبعیض و نادانی تحمیل شده تاریخی رها کنند و مردم خود در سایه آزادی و عدالت به سرزمین عقلانیت ساکن کند، در دریا تقوی ومغفرت خداوند مردم خود را شستشو دهد. این مردم را به باغ حیات طیبه و معقول مهمان کند که درنهایت همه مهمان رحمت خداوند شود، که زوال نا پذیر است. مردم در امنیت کامل و همراه خرسندی باشد، که درآن خوف و حزنی ونگرانی وجود ندارد. زندگی مردم همیشه با میوه شرین به بار نشیند و با تدبیر عقل ازهرنوع سرمازدگی زودرس به دور باشد.
2- جهاد.
استاد شهید فرزند جد و جهد و کوشش و دهاتی زاده بود که همیشه از آبله دست پدر نان خورده ، و از لقمه حلال با کد یمین بزرگ شده بود. چون پدرش مکنتی اندکی داشت ، او هرگز از شهریه استفاده نکرد، که در قم و نجف معمول بود. گروه خونی او در حقیقت با جهاد و اجتهاد و کوشش و جدیت گره خورده بود، او از ابتدا که در قریه با پدرش کار می کرد و هم درس می خواند ، او با جدیت تمام کار ها را در موقع انجام می داد. زمان شناسی بود که فرصتها را شکار می کرد، از همین رو درآوان جوانی به میدان مبارزه آمد و پرچم عدالت خواهی را به دوش کشید . حتی در خدمت عسکری به جرم آزادی خواهی مورد سرزنش حکام جور قرار گرفت . او درجوانی از همگامان شهید بلخی و از مشاوران ارشد آن بزرگوار به شمار می آمد. او در واقع یکی ازمصداق علمی مجاهد و جهاد در راه خدا بود که خدا در قرآ نش چنین عناصر بر دیگران فضیلت داده است.
لا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا (نساء/٩٥)
(هرگز) افراد باايماني كه بيدليل و بدون ناراحتي، از جهاد بازنشستند، با مجاهداني كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، يكسان، نيستند); خداوند، مجاهداني را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترككنندگان جهاد) برتري مهمي بخشيده; و به هر يك از اين دو گروه (به نسبت اعمال نيكشان،) خداوند وعده پاداش نيك دادهايم! و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظيمي) برتري بخشيده است.
استاد شهید در حقیقت با خدا جان و مال خود را معامله کرد. او با اقتدا به مولایش اما م حسین (ع) در یک نبرد نابرابر در مقابل ستم و بی عدالتی و اشغال گری با تمام هستی ظاهر شد . او به مفهوم این آیه مو به مو عمل کرد و به آن اوصاف متصف شد.
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ( توبه/ ١١٢-١١١)
خداوند از مؤمنان، جانهاي و اموالمان را خريداري كردهاند. كه (در برابرش) بهشت، براي آنان، باشد; (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكارشان ميكرديد!» ميجنگیدند و كشته ميشدند); اين وعده حقي است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده; و چه كسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟» اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستد، كه با خدا كردهايد) و اين است آن پيروزي); بزرگ!
توبهكنندگان،عبادت كاران، سپاسگویان و سیرو سياحت) كنندگان، ركوع كنندگان، سجدهكنندگان! آمران به معروف، نهي كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاي)الهي، (مؤمنان حقيقياند) ; و بشارت ده به (اينچنین) مؤمنان!
استاد شهید از بندگان خاکی و بی ادعا در این معامله با خدای بزرگ دست یافت ، علاقه او به شهادت اورا زاهد تمام عیار ساخت. که زندگی زاهدانه او شاهد این ادعا است. از این رو خدا به او مقام شهادت را ارزانی داشت او بدست پلید ترین عناصر انسانی با شکنجه وآزار به شهادت رسید که جزء صحرای کربلا دیگر در تاریخ تکرار هم ندارد.
3- شهید .
شهید وشهادت در فرهنگ انسانی مقدس و مقام ارجمند است چه آنان که اعتقاد به رستاخیز دارند و چه کسانی حیات انسانی در همین دنیا خاتمه یافته می دانند، ولی شهیدان را زنده می دانند و شهید و مقام شهادت را گرامی، می دارند. همواره با یاد و بود خاطره شهیدان را زنده نگاه می دارند. ولی در فرهنگ قرآن شهید در این جهان و جهان دیگر مقام ویژه دارند که جزء شهدا دیگران به آن مقام نمی رسند.
وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لا تَشْعُرُونَ ( بقره/١٥٤)
و به آنها)! كه در راه خدا كشته شدند. مرده نگوييد! بلكه آنان، زندهاند،ولي شما نميفهمید؟
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران/ ١٦٩ )
(اي پيامبر) ، هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان، زندهاند، و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند .
شهید مزاری شهید استقامت و مظلومیت که به جزء حق طلبی و عدالتخواهی جرمی نداشت. او را بایارانش باسلاح گرم وسرد سلاخی کردند وحتی تن نازنین او را مثله نمودند. عداوت خود را قوم جهالت و تعصب در نهایت درجه نشان دادند.
4- احیا گر.
شهید مزاری در حقیقت احیا گر فضایل وارزشهای دینی وانسانی و محصول عقلانی بشری در جامعه بود .
در عرف حیات کسانی از عدالت و آزادی محرومند در حقیقت مرده گان هستند که روزی زندگان را می خورند. به همین دلیل کسانی در جهت بازگرداندن عدالت و آزادی و کرامت انسانی در جامعه تلاش می کنند ، جزء احیا گران یاد می شوند . استاد شهید برای اقوام محروم کشور احیا گر است و به اقوام محروم کشور حیات سیاسی تازه داد . او به میزان هزاره ها به ازبکها خدمات ارائه کرد. مزاری خواهان عدالت در توزیع قدرت و صلاحیت و توزیع فرصت و ثروت در جامعه افغانستان بود او برادری وبرابری را به معنای واقع کلمه می خواست. به همین دلیل قرآن از چنین عناصر انسانی برای تکریم کرامت انسا نی وحفظ حقوق شهروندی و آزادی و عدالت تلاش می کنند احیاگر یاد می کند و کسانی را که درستم گری و عدالت کشی و ازیبن بردن کرامت انسانی سعی می کنند، بنام قاتلان جامعه یاد می کند و یعنی حیات انسانی لازمه حیات حقیقی انسان است، یعنی زندگی انسان با حیات معقول و طیبه تکمیل می گردد.
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأرْضِ لَمُسْرِفُونَ (مایده/ ٣٢)
به همين) جهت، بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس، انسانهايي را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشد، چنان است كه گويي همواره) انسان، را كشته; و هر كس، انسانهايي را از مرگ رهايي بخشد، چنان است كه گويي همواره) مردم را زنده; كرده است. و رسولان ما دليلی روشن براي بني اسرائيل آوردند، اما) بسياري از آنها! پس از آن در روي زمين تعدي و اسراف كردند.
مفهوم نص آیه بیان کننده اصل وجوب حفظ جان انسان است. هیجکس بدون محاکمه حق کشتن هیچ انسانی را ندارد، این امر نشان می دهد ترور از ریشه خلاف شرع است، چون قتل انسانی بدون محاکمه گویا کشتار انسانیت و کشتار جمیع مردم است، چنانچه نجات دادن انسانی از کشتن و چنگال ظالم و یا از حادثه های ناگوار طبیعی، به منزله نجات دادن تمام افراد جامعه است .
مفهوم التزامی و باطنی این آیه وجوب حفظ و توسعه حیات فرهنگی که همراه کرامت انسانی به عهده جامعه است. هر گروهی که مورد تهدید فرهنگی قرار می گیرد وحقوق و آزادی های مشروعش ازبین رفته اند گویا تمام حیات فرهنگی انسانها نابود شده است. چناچه حفظ و کمک کردن در راستای حیات فرهنگی و احترام کرامت انسان و برابر دانستن انسان ها در استحقاق مزایا به منزله حیات بخشیدن به حیات فرهنگی نوع انسان وکرامت انسانی اند، استاد شهید در هردو جبهه در احیا گری شاهکار بی نظیر بود.
در حیات فرهنگی حفظ و زنده نگاهداشتن نماد ها و حافظه مشترک تاریخی یک قوم خمیر مایه اصلی حیات فرهنگی شان است . درضمن یاد از مزاری شهید و گرامی داشت از او ایجاد نماد ها ازاو ترویج آموزش های فضیلت و ارزشهای قرآنی است. استاد شهید نمونه عالی نماد و از مورد حافظه مشترک تاریخی است که تمام هزاره ها اعم از مذهبی و غیر مذهبی بر سلوک او متفق هستند. بنا براین هر نامی به نام استاد شهید به یک مکان مقدس و کارهای بزرگ در کشور گذاشته می شود؛ دارای حرمت فرهنگی است و مخالفت به این روش در حقیقت جنگ فرهنگی علیه هزاره ها و فرهنگ کشی هزاره است. با این که دستاورد مبارزه استاد شهید مزاری متعلق به اقوام محروم کشور و عناصر توسعه یافته وطنی است سود مبازرات استاد به همه رسیده و چه بسا بر دیگران سود مندتربوده است و درحقیقت دیگران هم درحیات سیاسی خودشام مدیون استاد شهیدند، چون در هویت کلان از دیدگاه اقوام دیگر تمام طوایف تشیع افغانستان به نام هزاره یاد می گردد ، به همین خاطر پشتون ها می گویند . هرکسی دست باز نماز بخواند هزاره است، پشتون ها در قندهار تمام اهل تشیع را به نام هزاره می شناسند.
متأسفانه علمای عناصر شیعی غیر هزارگی و اکثر علمای سادات هزاره نا خواسته با استاد شهید دشمنی می کنند. به قول یکی از علمای با تقوی و منبری کشور، هر گاه نام از استاد شهید برده می شود، گویا در خشتک علمای سادات هزارگی مار انداخته می شود، چنان ناراحت و بی قرار می گردند که گویا مار گزیده است این عداوتها به خاطر تحقق عدالت و توزیع فرصتها است که به وسیله جهاد به دست آمده و سمبل جهاد استاد شهید مزاری است . چون نفس جهاد قداست دارد و آنان با جهاد قادر نیستند مبارزه کنند و لی با استاد شهید دشمنی می کنند. چون در گذشته دهان جوال دین و دلالی برای حکومت واعوان ظلمه که در آمد زیاد داشت و هم موقعیت برتر مخصوص این دو طایفه از تشیع بوده است. تلاش مذبوحانه و استفاده از وجوهات دینی سیستماتیک به نفع قشر خاص و استفاه سیاسی از وجوهات خیریه دینی برای به دست آوردند، همین مقام غارت گری است، بس. نه برای دین و تقویت دین خدا در زمین! اگرنه تبعیضی در کار نبود، هدف تامین مصلحت تشیع و رضا امام زمان (عج) قرار می گرفت و هزاره ها از همه مستحقترند چون دشمن بیشتر روی این مردم کار می کند که استخوان وستون فقرات تشیع هزاره هاست. خوب از مردم عادی این دو طایفه، هم گله ی نیست.
داستان مسجد رهبر شهید در بامیان
با میان مرکز زندگی سیاسی تشیع از روز گار پارینه است و در دوران جهاد سمبل آزادی خواهی و مقاومت ومرکز تبلور قدرت و شکوه هزاره ها بود؛ بعد از شهادت میر یزدان بخش بهسودی(رض) و اعمال سیاست جابجای جمعیت بخش از سرزمین هزاره ها به وسیله خان کاکر به تاجیکان تیواره که امروز بنام طولواره یاد می شود بخشیده شد. قسمت دیگر به مهاجران قزلباش امیر دوست محمد خان به عنوان تیول عطا نمود . با این کار از خسور بره هایش دلجوی کرد. چون قزلباشان به خاطر تجاوز به یک جوان تاجیک نموده بودند، این کار تبدیل به فتنه شد . سید واعظ پیشنماز مسجد پلخشتی حکم جهاد علیه قزلباشان را صادر کرد و این فتوی تمام تاجیکان کوه دامن را در جنگ علیه قزلباشان فراخواند و دراین حمله قزلباشان مخصوصا کسانی در چنداول موقعیت داشتند، بیشتر صدمه دیدند. امیردوست محمد خان به خاطردلجوی از قزلباشان و به خصوص خویشاوندان بانوان حرامسرایش و خسوربره هایش بخش ازسرزمین بهسود و بامیان را به عیشره قزلباش بخشید. این سیاست حتی در حکومت مستعجل بچه سقاو نیز دنبال شد؛ اونیز خانواده های فقیر شمالی به خصوص پنجشیریها را در بامیان جابجا کرد و حتی نادرخان غدار گل دره و شکردره و کلکان و بخش از کوه دامن را به خاک یکسان کرد ولی از تاجیکان در بامیان حمایت کرد و شکایات مالکان هزاره را نادیده گرفت.
این تغییر جمعیت و حمایت دولت از جمعیت انتقالی و تازه واردان،موجب گردید که هزاره ها از مرکز بامیان به حاشیه رانده شد و سیاست بد رفتاری سیاسی حکومتهای هرنوع مطالبه حقوق شهروندی را در قلبها حبس کرد.
در زمان جهاد موقعیت ها به اساس واقعیت ها تغییر کرد. بامیان دوباره به دست مجاهدان هزاره افتاد واز دست حکومت دست نشانده شوروی سابق آزاد گردید. این بامیان به نماد تحقق آرزوهای هزاره تبدیل گردید. این مرکزیت سیاسی و تمدنی هزاره نیاز به یک مسجد جامع بزرگ به عنوان پایگاه معنویت و مطالبات سیاسی داشت . برای عملی شدن این فکر استاد شهید دستور ساختن مسجد را داد و حوادث وشهادت زود هنگام فرصت ساخت مسجد را به استاد شهید نداد . ولی در زمان حضور اقای خلیلی این مسجد اعمار شد و تمام امکانات و چوب مسجد از مردم خریداری شد و مسئول و کار فرما استاد بابه غزنوی بود، مؤمنان بامیان از ایشان هم خواهش کردند که تمام اسناد را تدوین کند و تاریخچه مسجد را بنویسد و دراختیار مردم قرار بدهد، تا عناصر حسود وشکست خورده تبلیغ غصبی بودن چوب مسجد رهبر شهید را نکنند. ومردم را اغوا ننمایند تا به دیگران فهمانده شود که تقرب به خداوند از مسیر حرام ممکن نیست و مجاهدان شعور و فهم دینی ودین به اندازه شیخ زاده و نوچه هایش داشته اند.
سیر خیانت
نمایند ه ویژه حضرت آیت الله سیستانی آیت الله سید جواد شهرستانی قصد افغانستان کرد وایشان به خاطر نوشتن کتابی بنام نهضت امام حسین در جهان، اشاره کوتاهی به مردم هزاره کرده است و شاید علاقه شخصی نامبرده در این سفر دخالت داشته است، چون این اولین نماینده با صلاحیت مرجعیت شیعه در تاریخ بوده که در افغانستان سفر کرده است.
ایشان به افغانستان سفر کرد و به اقای خلیلی وارد شد؛ اقای خلیلی نهایت احترام را به ایشان گذاشت. آقای خلیلی در مدت پانزده روز یکی از موتر های ضد گلوله خود را با راننده و محافظ در اختیار آقای شهرستا نی قرارداد ، در سفر معظم له در هرات و مزار شریف از دو بالگرد کشوری استفاده شد. ایشان به وسیله یک بالگرد، به بامیان منتقل شد ، مردم بامیان ازمعظم له استقبال باشکوه نمود ند.
مردم بامیان از هر نماینده مرجعیت یا مؤسسات خیریه دینی خواستار انجام پروژه های مفید می شوند، از کمکهای یک بوجی آرد و چند کیلو روغن نباتی پرهیز می کنند. در اولین واکنش در برابر احساسات آقای شهرستانی مردم خواستار تعمیر و بازسازی مسجد رهبر شهید به عنوان نماد و یک مرکز دینی با جمیع امکانات شدند و ایشان هم قول از عمق قلب خود داد. پیگیری آن به برگشت خود به ایران موکول کرد. به اساس همان سنت دیرینه مرجعیت معتمد آقای شهرستانی آقای شیخ زاده بود. ماموریت این کار بزرگ به عهده شیخ زاده گذاشته شد.
شیخ زاده در سفر خود به بامیان متوجه می شود این مسجد به نام شهید انقلاب و آزادی استاد مزاری است . ایشان در ابتدا دنبال مکان دیگر می گردد ، ولی پیداکردن چنین مکان در بامیان به سادگی نیست. ایشان مجبور می شود، که همین مسجد یاد گار شهید را تـعمیر کند ولی اصرار می کند، نام شهید مزاری عوض شود و نام مسجد به نام یکی ائمه معصومین (ع) تغییر کند و این تغییر نام بر خواسته ازیک عداوت سیاسی است و جالبتر ازهمه آن وقت تمام عناصر بیمار سیاسی حتی به تصاحب زمین مسجد رهبر شهید هم اقدام می کنند، دندان ها تیز می شوند و حتی تلیغات زهرآگین را هم راه می اندازند که این مسجد از چوب غصبی و خانه ویران شده تاجیکان ساخته شده است. و لی مجموعه این حرکات مردم بامیان را رنجیده خاطر کرد، ولی مردم حاضر شدن که مسجد معقول مناسب شأن یک شهر باستانی و توریستی ساخته شود، به هر نام که باشد. آقای شیخ زاده برای کسب تکلیف به ایران سفر می کند ، خدا به آقای شهرستانی خیر بدهد، بعد از استماع گزارش آقای شیخ زاده درجوابش می گوید: من با نام یک مجاهد و شهید مخالفت نمی توانم ، شیخ زاده که مجبور می شود، این مسجد را بسازد و اگرنه این مقام معنوی و مالی را ازدست خواهد داد . مخیر بین یک کار ناقص و از دست دادن منافع خود می شود . بناچار اقدام به بازسازی مسجد رهبر شهید می کند . این مسجد باید به شان یک شهر توریستی و صنعتی و فرهنگی ساخته می شد ولی ایشان به خاطر بغض و عداوتی که به استاد شهید مزاری دارد و این مسجد را مانند یک مساجد بین راهی برای مسافران باز سازی می کند و جالبتر ازهمه ایشان بعد ازختم پروسه مسجد در جمع هوادران خود مردم هزاره را متهم می کند که حاضر نشدند از اسم مسجد دست بکشند واگرنه من این مسجد را بسیار عالی می ساختم. این اظهارات نشان می دهد که گویا ارث پدرش را مسجد می سازد و خود را صاحب اختیار مطلق بیت المال مسلمین می داند و هرگز با بزرگان و مجاهدان بامیان مشورت نمی کند. یعنی ایشان از بخیل هم بالاتر می رود، پول مال مسلمین و آنهم از جیب بالاترین مقام مرجعیت شیعه به بهترین مکان که قطعا مورد رضایت امام زمان (عج) بود و مصلحت مردم مظلوم بامیان هم تامین شد خرچ نمی کند. ولی او بودجه مسجد رهبر شهید را به جاهای دیگر به میل خود به مصرف می رساند. این هم از ضعف های مدیریتی شیعه است که خواسته های نفسانی افراد دخیل است، نه مصلحت مردم مؤمین و رضایت امام زمان(عج).
چند پرسش را باید شیخ زاده جواب بدهد؟
1- وعده یک مقام بلند پایه مرجعیت دینی وجوب وفا دارد یانه ؟ اگر وجوب وفا دارد شما به کدام دلیل شرعی بر خلاف وعده او دستور معظم له عمل کردید؟
2- آیا احکام مسجد جامع در شهر بامیان تعطیل شده بود که شما سعی می کردید، مسجد دیگری بسازید؟ آیامساجد هزاره ها دارای احکام مسجد نیست؟
3- آیا احکام مسجد و وقف در اموال ونام مسجد قابل تصرف هرکسی است هرکسی بخواهد به هر نحوی دلش خواست تصرف کند. آیا نام مسجد در حکم خود مسجد نیست وتغییر نام یک مسجد ونیت بانیان آن قابل تغییر است؟ مگرنه این که نیت واقف لازم العمل است و شما به کدام ولایت مدعی تغییر نام می شوید؟ مگرنه این که نام مسجد همان حرمت مسجد دارد یعنی هویت مسجد به نامش است پس کسی حق تغییر نام مسجد را ندارد، شما به کدام بدعت جرئت چنین جسارت کردید که نام تاریخی مسجد رهبر شهید که نماد مقاومت و جها د است خواستاد تغییرش شدید. آیا فکر نکرده اید مخالفت با نام نماد شهید مزاری در حکم جنگ فرهنگی علیه هزاره ها است و شما چرا اقدام به ایجاد فتنه کردید؟
4- آیا شما استاد مزاری و نماد های استاد مزاری در عرض ائمه دین می دایند واگر چنین فکرکنید بیماری سیاسی خود شماست و اگرنه در دنیا مسلمانان هزاران مسجد را به نام بزرگان دینی و قهرمانان ملی خود نام کرده است. تا هنوز کسی مدعی تغییر نام آن نشده است چناچه در کابل مسجد به نام امام خمینی (رض)ساخته شده است وشما چرا خواستار تغییر نام این مسجد نمی شوید؟
5 – شما و امثال شما چرا از مقدسات دینی برای کم رنگ کردن استاد شهید استفاده می کنید آیا شما نمی دانید استفاده کردن از ائمه معصومین(ع) برای اغراض دنیا حرام است. به خصوص برای ازبین بردن رقیب حرمتش شدید است شما مدعی تقوی هستید چرامرتکب فعل حرام شدید و آنهم به نام ائمه دین ؟
6- برزگداشتن استاد شهید مزاری در حقیقت یک نوع آموزش غیر مستقیم ارزشهای قرآنی و اسلامی است و آیا شما در حقیت هزاره ها را دارای چنین صلاحیت نمی دانید؟
7- شما این قدر متدین هستید چرا حکم نمی کنید که قوم قزلباش سرزمین های غصبی هزاره ها را در بامیان و بهسود وچنداول تصاحب کرده اند، تخلیه کند؟ چونکه قوم قزلباش به وسیله حاتم بخشی امیر دوست محمد خان و عبد الرحمان زمین و داراری ها هزاره ها را به غصب تملک کرده اند؟ شما چرا حکم به استرداد نمی دهید و آیا شما هم مثل عبد الرحمان خان مال هزاره را حلال می دانید ، چون هزاره از شیعه اثنی عشری هستند و در حکم رافضیند و عبد الرحمان و امیر دوست محمد خان را حکام شرعی می دانید و تصرفات آنان را نافذ می دانید؟ واگر آنان را حکام شرعی نمی دانید شما چرادر خانه های غصبی نماز خوانده اید؟
8- دربرخی مجالس شما استاد شهید را به جنگ داخلی متهم کرده اید و در ضمن به یاد داشته باشید که هنوز فتوی آقای محسنی بادست خط شریف ایشان در ترور برخی افراد و نخبگان کشور و فتوای جهاد شان علیه سازمان نصر و مخالفان سیاسی شان موجود است ونقش آقای محسنی در تخریب غرب کابل وکشتن افراد غیر نظامی و ایجاد ترس ورعب مشهوداست. چرا او را متهم نمی کنید و شما ها و امثال شما چرا بیت المال مسلیمن را در اختیارش می گذارید؟ اگر جنگ داخلی کسی را از عدالت ساقط کرده است، باید شاه فرد این سقوط آقای محسنی باشد و شما به چه دلیل شرعی با آقای محسنی همکاری می کنید ویا سکوت کرده اید؟ آیا احکام دین با افراد و اجتهاد قابل تغییر است؟ و آیا شما اجتهاد هرکسی و حتی یزید را مجوز شرعی می دانید؟ اگرمبنا شما این است روشن کنید؟
در آخرازکسانی توانای دارند به عنوان تکلیف شرعی این گزارش را به شخص آیت الله سیستانی دامت برکاته و وآیت الله شهرستانی برسانند چون بزرگوارن به موقعیت مردم ما آشنای دارند ودرضمن دلسوز مردم ما هم هستند تا مرجعیت برای هزاره ها تدبیر دیگری بیاندشند.
اخر دعوانا الحمد لله رب العالمین
ابراهیم حسن زاده
البته من آقای شیخ زاده را کمی می شناسم از ایشان انتظار نمی رود که کاری برای هزاره ها انجام دهد، اما اینکه درین قسمت نظر آقای شهرستانی مساعد بوده وموافقت کرده باشد نیز مودر بحث است من احتمال می دهم ایشان نیز خیلی اهمیت به موضوع نداده اند وگفته اند حالا که مردم تقاضای کرده اند خوب است یک کاری برای شان انجام شود واحساس می کنم قضیه بیشترازینکه جنبه دینی، مذهبی داشته باشد جهت تبلیغاتی داشته که آنهم چون برای خدانبوده این چنین ناقص و ناتمام درآمده است
والله اعلم
محمد علاءالدینی