جعفري: راجع به مشکلات مالي آيت الله خراساني من بايد يک مطلب را عرض کنم و آن اينکه آقاي خراساني اگر گاهي بعضي از مشکلات مالي را با شما يا با آيت الله کابلي مطرح ميکرده اين نشانة همان عرق ملي و قوميشان است و الا آقاي خراساني تا آنجايي که من شنيدم از دوستان ايراني و غير ايراني مثلا سيد محمد باقر حکيم بارها پيش ايشان آمده بوده و پولهاي هنگفتي هم در اختيار ايشان قرار داده بوده ولي ايشان قبول نميکرده و اين هم نشان ميدهد که آقاي محقق خراساني واقعا از يک عزّت نفس و عزّت علمي قوي برخوردار بوده است.
حالا ازاينکه بگذريم راجع به همين سفر آيت الله خراساني به پاکستان ، آيا آقاي محقق کابلي به ايشان دستور بود يا از آنجا دعوت شده بود؟
اخلاقي: ايشان از اينجا از سوي آيت الله کابلي به پاکستان سفر کرد و از آنجا دعوت نشده بود اين طرح از طرف خود حضرت ايت الله محقق كابلي بود که هيئتي به پاکستان بفرستد و در ترکيب آن هيئت آقاي خراساني در رأس انتخاب شد و بقيه دوستان اعلام آمادگي نکردند من با عشق و علاقة خاص با ايشان همسفر شدم چون ايشان مشوق ما بود خلاصه اين هيئت دونفره بود که من از طريق مرز زاهدان تفتان وارد پاکستان شدم و آيت الله خراساني از تهران با طياره آمد.
جعفري:آقاي خراساني علاوه بر ديدارهايي که با مردم و علما داشت با شخصيتهاي سياسي و نظامي و دولتي که هزاره بوده ديدارهايي داشت يا نه؟
اخلاقي:البته ايشان به ديدار کسي نرفت ولي آنها آمدند ازجمله آقاي جعفري که يک جنرال است و رتبة بسيار بالايي دارد و در کويته آدم بسيار موثري است که حتي بلوچها هم روي ايشان حساب دارند و همينطور شخصيتهاي ديگري که در چوکات حکومت ايالتي بلوچستان آنهايي که از مليت ما بودند همه آمدند منتها اساميشان از يادم رفته است و از همة اينها معروفتر آقاي جنرال جعفري بود.
جعفري: استقبال علما از آيت الله محقق خراساني چطور بود؟
اخلاقي: علما متأسفانه آن طوري که انتظار ميرفت استقبال نکردند چون علماي که آنجا هستند يک سري وابستگيهايي به اين طرف و آن طرف دارند و آن استقبال لازم را که ما انتظار داشتيم نداشتند، گرچه در ابتدا خوب بود، دعوت کردند و به ديدن آيت الله خراساني آمدند ولي اينکه زمينههاي سخنراني در مساجد و تکايايی که مربوط به علما بود فراهم شود متأسفانه فراهم نشد و ما يکسري تحقيقاتي که داشتيم معلوم شد که آنها ارادة به تمام معنا از خودشان ندارند و در بين آنها دستهايي کار ميکنند و بنا دارند که مسئلة مرجعيت حضرت آيت الله العظمي کابلي پررنگ در پاکستان مطرح نشود.
جعفري: باتوجه به اينکه پاکستان يک کشور عجيب و غريب است از نظر عقائد و گروهبنديها و احزابي که در بين مردم هزاره هستند با گرايشهاي بسيار تند و افراطي اسلامي و قومي. راجع به اينکه بعضي از گروهها و احزاب يک تصويري يا يک توهمي که از روحانيت يا از مرجعيت داشتند، حال با توجه به سفر آيت الله محقق خراساني در آنجا و نوع تبليغي که ايشان ميکردند، اين نگاهها تا چه حد تغيير کرد و سفر آقاي محقق خراساني راجع به روشن شدن تصويري از علما و مرجعيت در نظر اين نوع از گروهها چگونه بود؟
اخلاقي: با رفتن آيت الله خراساني و جلسات سخنراني که ايشان در اين رابطهها داشت بسيار مشروح و مستدل بود هشتاد درصد نگاهها و ديدگاهها عوض شد استقبال بسيار خوب بود همة گروهها و جناحهاي سياسي با افکار و انديشههاي متفاوتي که داشتند در اين رابطه همه آمادگي داشتند و تقريبا يک اميدي براي آنها به وجود آمده بود در اين رابطه هيچ شک و ترديدي نبود كه با روشنگري آيت الله خراساني يک ديد نو و نگاه نو در عرصه مرجعيت و علما بوجود آمده بود از طرفي چون عرق قومي در آنجا در حد بالا مطرح است به اين باور رسيده بودند يک شخصيت علمي که از خود ما است و اقدام کرده، حمايت از اين مرجعيت وظيفة شرعي، ملي و قانوني ما است، خلاصه استقبال از مرجعيت از طرف احزاب و گروههاي سياسي خيلي خوب بود، کم و کسري که ما داشتيم از طرف بعضي علماي منطقه روي ملاحظاتي كه داشتند بود.
برهانی: اگر شما يک مقدار دقيقتر صحبت کنيد ايشان در پاکستان چند سخنراني، چند مصاحبه و چند نشست وگفت وگوهاي علمي داشته است؟
اخلاقي: البته سخنرانيهاي مهمي که داشت دو سخنراني را يادم هست، يک سخنراني در امام باره نچاري بود که جمعيت قابل توجهي در آن امام باره شرکت داشتند و جلسة ديگري که جمعيت باشکوهي شرکت کرده بودند در تالار تنظيم گرفته شده بود و در آن جلسه بيشتر نخبگان فرهنگي و چهره هاي شاخص هزارهها از شخصيتهاي سياسي، نظامي و ملکي حضور داشتند و مهمترين جلساتي که در کويته داشتيم همين دو جلسه بود، اما جلساتي که با علما و شخصيتهاي علمي، فرهنگي و نخبگان جامعة هزاره داشتند اين جلسات در محدوده ده و دوازده نفري بودند هم در سطح خواهران و هم در سطح برادران و از اين نوع جلسات علمي روزانه چهار يا پنج جلسه با ايشان برگزار ميشد و مجموعههاي دانشگاهي و حوزوي در قالب اين جلسات با آيت الله خراساني ملاقات ميکردند.
برهانی: شما يک تيمي که اين جلسات و نشست ها را فيلم برداري کند، ضبط نمايد وگزارش تهيه کند داشتيد يا خير؟
اخلاقي: البته ما تيم فيلمبرداري و گزارشگر ويژه نداشتيم ولي جلسات مهمي که در امامباره نچاري، دفتر حزب وحدت و در تالار تنظيم و... برگزار شده بود همه فيلمبرداري شده است من معتقدم که برادران تنظيم و ديگران آن نوارها را حفظ کردهاند، ولي متأسفانه ما آن نوارها را فعلا در اختيار نداريم.
اکبري: حاج آقاي اخلاقي! همان گونه که گفتهاند تاريخ تکرار ميشود، بعضي از اتفاقات و جريانها در سير تحولات و تاريخ ملتها چنان شبيه هم بوده و همانندي دارد که انسان به محض تصور اين جمله به تصديق آن ميپردازد از جمله در سفر پرثمر مرحوم آيت الله خراساني که به معيت و همراهي جنابعالي در پاکستان صورت گرفت جرياني پيش آمد که به عنوان يک نقطة ابهام و يا در بينش بعضي به صورت يک اتهام راجع به شخصيت شخيص آن مرحوم ابراز گرديده که تلقي حقير از اين قضيه با توجه به اين مقدمه اين است که پذيرفتن پيشنهاد تنظيميها و سرانجام رحل اقامت افگندن حضرت آيت الله خراساني در مقر آنها که يقينا بر خلاف تمايل شما به عنوان همکار و همسفر و برخلاف نظر حضرت آيت الله العظمي کابلي صورت گرفت اين حرکت باعث شد که انگشت اتهام خيليها بسوي ايشان نشانه رود و گفتند که ايشان سادهلوحي به خرج داده و فريب زبان چرب و نرم آنها را خورده و کلا به دام تنظيميها افتاده.ولي با توجه به بينش بلند و عميق علمي و اعتقادي و منش رهبري و هدايتگري آن مرحوم اين مسئله مرا به ياد يک تکه از تاريخ انقلاب اسلامي ايران مياندازد که عينيت و همانندي اين دو موضوع را مرتبط کرده و با هم پيوند ميزند و آن اينکه: در بين روحانيون پيشتاز و انقلابي در کنار مرحوم امام(ره) حضرت آيت الله طالقاني بود، آن مرحوم در برخورد به مسائل با سعةصدر و ديد باز و نظر وسيع برخورد ميکرد و اين اخلاق ويژة ايشان باعث شده بود که تعدادي از روشنفکران غير حوزوي که بعضا التقاطي هم فکر ميکردند نطقة تلاقي بين علماي مبارز حوزه و روشنفکران دانشگاه واقع گردد کما اينکه در يکي از مطبوعات آن زمان با مهندس بازرگان مصاحبة انجام داده وسئوال شده بود که چرا شما و دکتر شريعتي و جلال آل احمد و ديگران از بين روحانيون با آيت الله طالقاني گرم ميگيريد و مراوده و ارادت داريد؟ بازرگان در پاسخ گفته بود که من از يک اخلاق ايشان خوشم ميآيد که آقاي طالقاني اخلاق روحاني ندارد، بعدها که مشکل و معضلة کردستان پيش آمد امام خمینی ايشان را براي حل و فصل و برطرف شدن آن چالش به وجود آمده در کردستان گماريد و خيلي براي از بين بردن آن چالش ها تلاش به خرج داد و توفيقات زيادي هم بدست آورد و بعدها خودش در سخنراني گفت که من چنان با اين جوجه کمونست ها گرم گرفتم که حتي امام به من شک کرد و فرمود که شما خيلي بيش از اندازه توي اينها جلو رفتهايد ولي من در جواب گفتم اماما! از تمام ترفندها استفاده کردم که شايد اين جوجه کمونست ها را متنبّه کرده به شاهراه هدايت بکشانم نه اينکه خود هضم در آنها گردم ، حال عين همين قضيه را در برخورد آيت الله خراساني با فرهنگيان و جوانان تنظيم در پاکستان شاهد بوديم که بعضا چنين ابراز نظرهايي نابجا از طرف محافل روحاني و بعد هم مردمي ابراز گرديد، آيا شما که شاهد صحنه بوديد در اين قضيه با حقير هم عقيدهايد يا دليل و توجيه ديگر دربارة اين موضوع داريد ؟
اخلاقي : البته آنچه را شما فرموديد احتمالش هست و ممکن است آيت الله خراساني همين انگيزة آيت الله طالقاني را در رابطه با تنظيم نسل نو هزاره داشته است منتها ايشان اين را به ما ابراز نکرد اگر در جلسات خصوصي اظهار ميکرد که ارتباط با اينها با اين انگيزه يک ضرورت است و هدف ما اين است که اينها را ارشاد بکنيم و انحرافاتي احيانا اگر در مسائل اعتقادي داشته باشند در راه راست هدايتشان بکنيم، اگر يک چنين توضيحاتي مي داشت طبيعي بود که ما ميپذيرفتيم حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي هم اين منطق را پذيرا بود.
اين نکته را هم شما توجه داشته باشيد اينكه ميگويم آيت الله خراساني از طرف علما آن طوري که بايد و شايد استقبال ميشد، نشد يعني يک استقبال آرماني از طرف علما نشد و حرفهاي ايشان را در رابطه با مرجعيت نميپذيرفتند اين هم به خاطر يک سري عوامل مرئي و نامرئي بود، نه اينکه از شخص آيت الله خراساني استقبال نشده باشد و ايشان خداي ناکرده در يک انزواي اجتماعي قرار بگيرد و چارة جز اينکه درکانال تنظيم بيفتد نداشته باشد. نه اصلا چنين نبود به علاوه مرجعيت و نمايندگان معظم له مشكل اساسي با تنظيم نسل نو هزاره نداشتند هدف اصلي بيطرفي مرجعيت از احزاب بود.
جعفري : اصلا همين جايگاه علمي و شخصيت والاي ديني آيت الله محقق خراساني چنين ذهنيتي را نفي ميکرد و البته با آن تعبد و تدين و آن سن وسالي که آقاي خراساني داشت اين ذهنيت اصلا نبايد به وجود ميآمد حالا چطور شد که اين ذهنيت به وجود آمد و حتي دوستان نسبت به محقق خراساني بدبين ميشود که حتي آقاي محقق خراساني در دام تنظيميها بيفتد و تنظيميها از ايشان سؤ استفاده کنند و مرجعيت به چالش کشيده بشود. خود همين جايگاه علمي آقاي محقق خراساني اين ذهيت را نفي نميکرد؟
اخلاقي: اين فرمايش شما يک واقعيت است من شخصا هم بر اين باورم و عينا همين ديدگاه و نظر حضرت عالي را دارم که شخص آيت الله با آن جايگاه علمي که داشت تأثير پذير نبود، از نظر اعتقادي و مسائل ديني همواره تأثير گذار بود، منتها با توجه به شرايط آن زمان، با توجه به اينکه مرجعيت يک حركت علمي و اعتقادي نوپا بود و با توجه به دستهاي مرموزي که در رابطه با تضعيف مرجعيت کار ميکردند و ميخواستند اين مرجعيت را در نطفه خفه کنند، باتوجه به اين ملاحظات جنبي طبيعي بود که از آن برنامهها يک عدهاي سوژة تبليغاتي درست ميکرد، و الا جايگاه علمي آيت الله خراساني با آن قداست و تعبدي که داشت اصلا در ذهن کسي نميآمد که آيت الله خراساني تأثير پذير باشد، ايشان همواره تأثيرگذار بود نه تأثيرپذير.
خلاصه برنامهها طوري بود که مسئلة مرجعيت را مرتبط کرده بود با تنظيم نسل نو هزاره و سازمان نصر افغانستان و ما از کانالهاي بسيار موثق شنيديم که نسبت به همين حرکت مرجعيت خيلي از مسئو لين جمهوري اسلامي ايران را باورانده بودند که اين حرکت يک حرکت قومي، نژادي، ملي و جغرافيايي است وگردانندهگان اين حرکت، تنظيم نسل نو هزاره در پاکستان و سازمان نصر افغانستان در ايران است و افرادي هم دارد که اينها در درون تشکيلات دفتر حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي افکار و انديشههايشان را پياده ميکنند، اين مسائل بود و حتي ما اين احتمال را ميداديم که بعضي از دوستاني که در قم درکنار ايشان بودند از طريق بعضي نهادها موانع و مشکلاتي برايشان خلق بشود که اينها نتوانند در اين کاروان ادامه فعاليت داشته باشند. اين مسائل بود که ما در جريان خيلي از جزئيات هستيم.
جعفري : پس يک جريان خارج از جريان ملي خودما بوده و بالاخره رنگ ملي به خود گرفته بوده .
اخلاقي: احسنتم، اين مسئله يک واقعيت است نه تنها سازمان نصر يا تنظيم نسل نو هزاره بلکه کشورهاي غربي مطرح بود و حتي در بعضي نهادها اين طوري گزارش داده بودند که اينجا پاي استعمار در ميان است و حتي مسئلة آمريکا هم مطرح بود که بالاخره استعمار ميخواهد اين مرجعيت را به اين شکل پروبال بدهد. حالا بعد از گذشت چهارده پانزده سال نهادهاي جمهوري اسلامي ايران که آن زمان با شک وترديد به مرجعيت در افغانستان مينگرستند الان در سالهاي اخير يک مقدار حسن نظر پيدا کرده چون بعد از آن، تمام گزارشها را دنبال و بررسي نمودهاند به اين باور رسيدهاند که اين يك حرکت ديني، اعتقادي و علمي است نه حركت قومي و جغرافيايي. اين حسن نظر تازگي ها پيدا شده است، سالهاي اول ذهنيتها بسيار خراب بود جناب آقاي جعفري.
برهانی: جناب عالي در سفرهاي متعدد و به مکانها وشهرهاي مختلف آن مرحوم را همراهي کردهايد و همچنين با ايشان تا جاي زيادي حشر و نشر داشتهايد لذا اگر مقداري از اخلاق و رفتار شخصي وکردارهاي فردي و برخوردهاي اجتماعي که با اقشار مختلف از قبيل علما و بزرگان و همسفران و مردم عادي داشتهاند که مورد توجه شما قرارگرفته و براي ما جالب باشد را بيان نماييد خيلي ممنون ميشويم
اخلاقي : آيت الله خراساني رحمت الله عليه از نظر اخلاقي واقعا تجسم عيني اخلاق بود، آدمي بود که تمام خصوصيات و ويژگيهاي لازم براي يک عالم و روحاني را داشت و انسان بسيار متواضع، سليم النفس و قانع بود در بعضي از جلسات ما شاهد بوديم به اندازة ايشان مؤدب بود بعضي تذکراتي که به حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي داشت در جلسه مطرح نميکرد. من يادم هست يک مورد بسيار سرّي و محرمانه بود ايشان به من پيشنهاد کرد بعد رفتيم منزل معظم له، آقاي خراساني به من گفت موضوع را با شخص ايشان مطرح ميکنم بعد در اتاق خلوتي رفت و آن موردي را که ميخواست، به ايشان تذکر داد در حالي که من در جريان بودم؛ و همين طور در جلساتي که علما حضور داشتند آيت الله محقق خراساني بحث علمي که ميکرد حتي الامکان احتياط ميکرد با حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي خيلي جدي جر و بحث نکند به خاطر اينکه عظمت و ابهت ايشان حفظ شود و اما در جلساتي که در منزل معظم له بود بحث علمي خيلي داغ ميشد آيت الله خراساني بسياري از مسائل را نقد ميکرد و به تعبير خودشان ميگفت: من صبحها با آيت الله کابلي کمر ميدهم و نبرد علمي ميکنم و ايشان در اصول و فقه پهلوان است اين در حالي بود که خودش مجتهد بود شايد از نظر علمي کم وکسري از حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي نداشت خود معظم له هم اجتهاد ايشان را تاييد ميکرد. خلاصه تواضع آيت الله خراساني با تمام اقشار براي ما يک الگوي حسنه است که من خاطرات بسيار شيرين در اين رابطه از ايشان دارم.
حاج اکبري: جناب آقاي اخلاقي ! با توجه به اينکه يکي از اهداف اين مصاحبهها پيرامون شخصيت علمي، فرهنگي و ملي آيت الله خراساني ارائه دادن اسوة حسنه و معرفي کردن الگو و نمونة عيني، علمي و عملي براي ملت و مردم ما است بناء از مجموع شخصيت وجودي آن مرحوم کدام بعد از ابعاد آن داراي برجستگي خاص بوده و به عنوان الگوگيري پيشنهاد ميکنيد؟
اخلاقي: من معتقدم که آيت الله خراساني از جهات و ابعادي گوناگون براي علما و طلاب جوان ما ميتواند الگو باشد. اول از نظر علمي، ايشان در عرصة علمي آدم توانمندي بود و اهتمام خاص داشت . من در سفري که به بندرعباس ميرفتيم در داخل طياره کنار ايشان بودم وگفتم حاج آقا! در رابطه با سخنراني شما چه توصيهاي ميکنيد و چکار بکنيم که بر سخن گفتن مسلط شويم و مسلط بر واژهها باشيم، ايشان فرمود که لغات و واژهها را حفظ کنيد و بعد مطالب چه علمي و چه تاريخي که مطالعه ميکنيد در قالب اين لغات و واژهها ريخته ميشود و سخنراني شما يک سخنراني جمع وجوري از آب درميآيد. پس اولين جهتي که ايشان ميتواند براي ما الگو باشد در بعد علمي است که ايشان از اين نظر هم توانمند بود و هم آدم جدي و تلاشگر، و هميشه توصيه ميفرمود که از نظر علمي خودتان را مجهز بکنيد اگر از نظر علمي توانمند نباشيد ممکن است در يک مقطعي درخشش داشته باشيد ولي سرانجام ميلغزيد.
جهت دومي که ايشان ميتواند براي علما مخصوصا براي طلبههاي جوان ما الگو باشد در بعد تبليغ و خطابه است، ما علماي زيادي داشتيم که متأسفانه يک بعدي بودهاند، بعضي علمايي داريم که از نظر منبر و خطابه يد طولايي دارد ولي از نظر علمي ميلنگد يا بالعکس بعضي علمايي داريم که در عرصة علمي توانمند است ولي از نظر فن خطابه و تبليغ و سخنراني بسيار ضعيف است و محتواي علمي و ما في الضميرشان را نميتواند براي مردم و جامعه القاء کنند. آيت الله خراساني يک عالم دو بعدي بود از اين منظر هم الگوي خوبي است علماي ما همانطوري که در عرصة علمي تلاش ميکنند در عرصة تبليغ و خطابه و نويسندگي هم تلاش کنند، ايشان در عرصه قلم نويسندة بسيار توانا بود آثار گرانقدر و گرانسنگي از ايشان به يادگار مانده است كه به همت والاي شما عزيزان ماندگار تاريخ خواهد شد ان شاء الله .
جهت سومي که ميتواند الگو باشد اين است که آيت الله خراساني يک عالم و يک مجتهد هدفمند و هدفدار بود، من معتقدم که ما در بين مجتهدين و علماي طراز اول مثل آيت الله خراساني آدم دردمند و هدفمند کم داريم يعني مجتهدي که از نظر علمي به اندازة آيت الله خراساني باشد داشتيم ولي آن هدفمندي را نداشته است، ايشان آدمي بود مسئوليت پذير و هدفمند و بسيار انديشة بالا داشت پنجاه سال و صدسال بعد را فکر ميکرد، من معتقدم از اين زاويه هم آيت الله خراساني يک اسوه و يک الگوي حسنه است علماي ما به علاوة که در عرصة علمي، فرهنگي و تبليغي توانمند باشند، هدفدار هم باشند و در زندگي هدف و آرماني را دنبال و براي آن هدف و آرمان خطوطي را ترسيم بکنند .
جعفري: راجع به اين مسئله شما به نکتههاي خوبي اشاره کرديد حالا اگر حاجي برهاني صاحب وقت زياد داشته باشد يک سؤال ديگري را مطرح بکنيم و آن اينکه بعضي ها خيلي عالم هستند امّا عقل اجتماعيشان کم است و بعضيها عقل اجتماعيشان خيلي زياد است ولي بنية علميشان بسيار کم است، اين است که يک انساني که هم در بعد اجتماعي و هم در بعد علمي و هم در همة عرصهها رشد کند بسيار کم است علاوه بر آن ما در مرجعيت کمتر آدم را ميبينيم که زبان عصر خود را و زبان مخاطبان خود را خيلي خوب بفهمد. آقاي خراساني اين ويژگي را داشت حالا با توجه به اينکه شما در سفرهاي تبليغي با ايشان بوديد يک تصويري از اين قسمت هم ارائه بدهيد.
اخلاقي: به نکتة خوبي اشاره کرديد، ايشان در بعد مخاطب شناسي يک آدم استثنايي بود شرايط زمان و مکان را در نظر ميگرفت، مخاطبين را در نظر ميگرفت و سخنرانيهاي ايشان را در قم، خاتون آباد، مرقد امام خميني(ره) و بندرعباس اگر با هم مقايسه کنيم کاملا متفاوت است مثلا يک سخنراني ايشان در مسجد اهل البيت قم داشت آن سخنراني بهترين سخنراني آيت الله خراساني بود که متأسفانه ما نوار آن را پيدا نتوانستيم مثل اينکه برادران خوب برنامهريزي نکرده بودند.
من يک نکته را قبلا اشاره کردم که آيت الله خراساني يک عالم و يک روحاني هدفدار و هدفمند بود و در عرصههاي علمي و سياسي ايشان بر اين باور بود که ما در افغانستان بايد در دو عرصه کار بکنيم هم در عرصة سياسي که ايشان به رهبري شهيد مزاري معتقد بود ميگفت بايد در عرصة سياسي آقاي مزاري تقويت شود در عرصة علمي حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي بايد تقويت شود و اين دو جريان علمي و سياسي بايد با هم مرتبط باشند و مثل دو بالي باشد براي تحرک جامعه در عرصه هاي سياسي، فرهنگي و فقهي و در اين مسير هم صادقانه تلاش ميکرد من يادم هست در جلسة سخنراني که در خاتون آباد داشت وقتي شهيد مزاري و حزب وحدت مطرح شد رشادتهاي آقاي مزاري و دستآوردهاي حزب وحدت را بيان مي کرد، تصوير ايشان خوب در ذهنم هست که مشت را گره کرده بلند ميکرد و فرياد ميزد: مزاري مزاري حمايتت ميکنيم ، مزاري رهبر ماست محقق مرجع ماست، سخنراني بسيار جالب سياسي در خاتون آباد داشت که متأسفانه نواري که در آن جلسه برادران ضبط کرده بودند در دسترس ما قرار ندادند.
جلسة که درقم، منزل آقاي خطيبي داشتيم 120 نفر از علماي طراز اول را در آن جلسه دعوت کرده بوديم آيت الله خراساني سخنراني که داشت کاملا علمي و اجتهادي بود و آراي اکثريت علماي موجود در جلسه را متحول و متغير کرد يعني اکثرا متقاعد شدند و درکتاب (مرجعيت رمز بقاء تشيع) نظرات آنها گنجانده شده است که عامل اصلي اين تغيير و تحول همان سخنراني علمي و تحليلي آيت الله خراساني بود. و همچنين در جلسة مسجد اهل البيت . اين يک واقعيت است که سخنرانيهاي ايشان با توجه با وضعيت جلسه، باتوجه به مخاطبين فرق ميكرد و مخاطب شناسي خوبي داشت لذا سخنرانيهاي ايشان متفاوت بود با توجه به نياز زمان و با توجه به افکار و انديشههاي مستمعينشان صحبت ميکرد.
اکبري: فرموديد که آيت الله خراساني مدت ده روز در قم اقامت داشت و در اين مدت به ديدن مراجع ميرفت، حالا هدف ايشان اين بوده که آقايان مراجع را متقاعد بکند تا با مرجعيت آيت الله محقق کابلي مخالفت نکنند يا ميخواست که علما و مراجع را از لحاظ علمي در ترازوي سنجش قرار بدهد و آيت الله کابلي را با آنها مقايسه بکند. هدف چه بوده ؟
اخلاقي: من معتقدم که آيت الله خراساني در زمانی که در قم اقامت داشت بيشتر همان چيزي را که شما اشاره کرديد تعقيب ميکرد يعني در واقع ميخواست ايشان را از نظر علمي با ساير مراجع مقايسه بکند و اين کار را هم کرد ايشان به ديدار ايات عظام مکارم شيرازي، سيد محمد شيرازي، منتظري، صانعي و ... رفت. ايشان در مدت اقامت در قم بيشتر در بعد علمي يک حالت مقايسة آيت الله کابلي را با ساير مراجع داشت. من در آن شبي که آيت الله خراساني در منزلم بود از ايشان کسب تکليف کردم که اگر در اين مسير باشيم شرعا براي ما مسؤليتي به وجود نخواهد آمد يعني واقعا برئ الذمه هستيم و شما تأييد ميکنيد. ايشان فرمودند بلي من در اين دهة که اينجا بودم صبحها نبرد علمي داشتم و با آقايان مراجع قم با همه نشست داشتم و اقاي محقق نجفي كابلي از نظر فقهي و اصولي قهرمان است اين تعبير آيت الله خراساني بود. ايشان بيشتر آن نظر را داشت درعين حالي که اين حرکت را آغاز کرده يک مقايسة هم بکند که آيت الله کابلي نسبت به ساير مراجع و فقهاي که فعلا موجود و صاحب رساله هستند در چه سويه است در حد آنها است ، بالاتر يا پايينتر است . ايشان ميفرمودند : حضرت ايت الله العظمي محقق كابلي از اکثريت فقهاي موجود بالاتر است .
برهانی: باتشکر از شما جناب حاج آقاي اخلاقي که اين زحمت را قبول کرديد و ما را به اين گفت وگوي دوستانه افتخار بخشيديد و از اينکه شما را خسته کرديم ما را ببخشيد.
اخلاقي : من از زحمات و تلاش شما عزيزان بسيار مسرور و خوشحالم و اتفاقا من هم در اين فکر بودم که اين شخصيت بايد افکار و انديشهها و آرمانهايش زنده بماند و از همان ابتدا که از آقاي حاج اکبري شنيدم که دوستان در اين رابطه کار ميکنند بسيار خوشحال شدم و من هم به عنوان يک شاگرد کوچک آيت الله خراساني و به عنوان يک کسي که در مسير مرجعيت ايشان راهنماي ما بود درکنار شما هستم و اگر خاطراتي و بعضي آثار علمي ماندگاري از ايشان در پيش علماي ديگر باشد حاضرم با شما عزيزان همکاري صادقانه داشته باشم انشاء الله .
تهيه وتنظيم از: محمد علي برهاني شهرستاني