سلام

   
 

صفحه اول | در باره ما | آرشیو | تماس با ما | نظرات شما | عکس | گوناگون | کتاب

 نوشته های قبلی

- مسجد و درمسال
- ريشه های خشکيده
- كابل در رؤياي يك اديپوس
   - بازيگران ناموفق               - تحول مفاهيم در چارچوب قدرت و وابستگی
- ما و راه دشوار توسعه
- حجاب: تکريم، تحقير يا امر ديگر
- ديده‌ها و دريافت‌هايي از شهر کابل
- سرزمين استبداد زده
- تنوع قومی و فرهنگی: تجربه کانادا
- کشوری برای 5 درصد
- از امارت تا خلافت ...
- دست نشانده               
- وارث بدون زمين


لینک
انجمن جوانان دايکندی
انجمن قلم افغانستان
حسن مالستانی
حسین حیدر بیگی
حمزه واعظی
سيد ابوطالب مظفری
محمد هدایت
محمدجواد خاوری
محمدحسين محمدی
محمدشريف سعيدی
محمدکاظم کاظمی
نسخه خطی - ابوسعید
کاتب هزاره
کانون توسعه افغانستان
یادداشتهای از کابل

 


دو شنبه 8 اسد 1386
 

فصل بهره برداری

در تاریخ 4 اسد 1386 در حسینیه خاتم الانبیا، در کابل، مجلس فاتحه شهدای بهسود بر گزار شد. در این مجلس اقشار مختلف مردم شرکت کرده بودند و تعدادی نیز سخنرانی کردند. گویا رسم بر این است که همیشه پس از از دست دادن افراد و سرمایه خود، مردم ما گرد هم جمع می شوند و یاد آنها را گرامی می دارند. طبق معمول، ادمهای سیاسی و با تجربه در بازی با افکار عمومی پس ارامش دو باره به میدان می ایند و از هستی بر باد رفته مردم سود سیاسی و منفعت اقتصادی می اندوزند. افرادی که تا اخرین روز در گیری در بهسود یک بار کلمه هزاره و مقاومت و عدالت از دهان شان بیرون نیامدند، باز جرئت یافتند و خود را مظهر عدالتخواهی خواندند و از خون شهیدان بامیان و مزار و سراسر هزارجات به نفع خوش استفاده کردند.

در میان سخنرانان، اقای کریم خلیلی، معاون دوم کرزی، شیوه متفاوت از گذشته در پیش گرفته بود. اقای خلیلی با مظلوم خوانن کوچی ها و هزاره ها خواستار سامان دهی وضعیت کوچیها شد. ایشان ضمن یاد اوری از شجاعت و مقاومت هزاره ها گفت که هزاره ها به منظور جلوگیری از بحران افرینی سکوت کرند و مصالح ملی را بر مصلحت قومی ترجیح دادند. او در عین حال اشاره کرد که اگر دولت مشکلات را حل نکند هزاره ها شیوه دیگری در پیش خواهند گرفت. پرسش این است که مگر هزاره ها جزء این ملت نیست که رعایت مصالح ان ها خلاف منافع ملی است؟ چرا باید همیشه هزاره ها تاوان چنین مصلحت های موهوم را بپردازند؟ نه! این توجیهات اقای خلیلی برای سر پوش گذاشتن بر ضعف خویش است تا واقعیت ملی. هزاره هایی که در کابینه هستند برای فرار از خشم کرزی اشتباهات و بی مدیریتیهای خود را به نام مصالح ملی یاد می کنند. یکی از وزیران هزاره کرزی که شهامت اجرای پروژه جاده بامیان را نداشت عمل خود را تحت پوشش پرهیز از قومگرایی توجیه می کرد.  

همان گونه که اشاره شد، اقای خلیلی این بار موضع تهاجمی گرفته بود و خود را ادم نترس نشان داد که با خوی و خصلت ایشان ناساز گار است. او این بار نشان داد که هزاره است و برخی سفرا با او دیدار می کنند و گاهی مدال به گردن نظامیان خارجی می اویزد. امریکا یی ها بر روی او حساب می کنند. البته، این سخنانش زور نشان دادن بود به مخالفانش که مواظب باشند. سخنان او کمتر از 15 دقیقه طول کشید و در حدود 1954 کلمه بر زبان وی رانده شد. کرارا از کلماتی که به هزاره ها بر می گشتند استفاده کرد:  

 - این مردم ................................ 14 بار؛                                                                                                - هزارجات ...............................4؛                                                                                                        - مردم هزارجات .....................  3؛                                                                                                         - مردم  .................................. 7؛                                                                                                        - مردم هزاره .......................... 4؛                                                                                                         - مردم هزاره افغانستان ..............4

از ارقام بالا بر می آید با ان که وی کوشید خیلی موضع هزارگی بگیرد اما واژه "هزاره" را کمتر به کار برد. سوال این است که علت تغییر در گفتار اقای خلیلی چیست؟ چرا ایشان قبل از ان که فاجعه خلق شود چنین موضعی نگرفت؟ برای روشن شدن قضیه اول سوال دوم را بر رسی می کنیم.

در باره سکوت اقای خلیلی و سایر هزاره های دستگاه کرزی در قبال مساله تهاجم کوچی ها به بهسود چند دیدگاه  قابل بررسی می باشند. اول این که انها نمی توانستند در قبال مساله ای موضع بگیرند که هنوز صورت خارجی نداشت. با توجه به این که مساله کوچی ها در کابینه بحث شده بود و حتی دستوراتی به مقامات ولایت میدان  به منظور آمادگی برای استقبال از کوچی ها صادر شده بودند، این نظر مقرون به واقعیت نیست. دید گاه دوم این است که خلیلی و امثال او قدرت و امکانات لازم برای بر خورد با قضیه را ندارند. به علاوه انها استعداد مدیریتی هم ندارند. البته، خود اقای خلیلی این مساله را که او فاقد قدرت است قبول ندارد. او در سخنرانی اش به گوش دیگران رساند که جامعه جهانی یعنی امریکا و متحدین خارجی اش بر روی ایشان حساب می کنند. نظر سوم این است که اقای خلیلی و محقق با هم رقابت دارند تا در دوربعد پست معاونت را داشته باشند. بنا بر این انها نمی توانند موضعی در پیش گیرند که باعث رنجش کرزی و پشتونگرایان پیرامون وی شوند.

به نظر می رسد بحران کوچی ها و وضعیت دشوار هزاره ها مدعیان رهبری هزاره ها را با مشکل اساسی رو به رو کرده است. این حادثه که موقتا حل شده است به هزاره ها نشان داد که فاقد نیروی رهبری هستند. با توجه به ویژگی های شخصیتی اقای خلیلی، ایشان بعید است که حتی الامکان از در نزاکت خارج شود اما تند صحبت کردن وی در حسینیه خاتم الانبیا موید این نظر است که وی از قضیه تهاجم کوچی ها به میدان بسیار اسیب جدی دیده است که شاید به راحتی جبران نشود. شنیده می شود که حتی برخی از هزاره ها از ژنرال دوستم خواسته اند که جایگاه شهید مزاری را بگیرند و از حقوق ملیتهای محروم دفاع کند. اگر این مساله راست باشد می تواند به معنای زوال و پایان نقش اقای خلیلی در میان هزاره ها باشد. البته، او می تواند در نزدیکی با امریکایی ها مقام خود را پیش کرزی حفظ کند اما به عنوان یک چهره هزاره و معتمد ان مردم شانسی برایش باقی نمانده است. او با سکوت اولیه خود فکر می کرد که بهترین موضع را گرفته است اما سخنانش در ان مراسم نشان می دهند که وی بد ترین گزینه را انتخاب کرده بوده است. او یک بار دیگر متوجه شد که خاموشی در قبال سرنوشت مردم چه هزینه ای دارد. او دیر پیام مردم را درک کرد که می گفتند مدعیان رهبری هزاره ها در دستگاه کرزی مانند برخی میران هزاره در دستگاه عبد الرحمان هستند.

اقای خلیلی با یاد اوری مجاهدت مردم هزاره و عدالت خواهی انها در گذشته خواست که از احساسات حاضرین بهره گیرد و باز هم میوه سیاسی بچیند اما باید منظر ماند و دید که هزاره ها چه خواهند کرد.  

نظر