پنج
شنبه 17 عقرب 1386
زنده یادآیت الله علامه محقق
خراسانی در کلام یک تن از شاگردانش
اشاره
بزرگان و علماء دین همان گونه که در حال حیات هادی و راهنمای جامعه ی
انسانی هستند. پس از مرگ نیز آثار و خاطرات و زندگینامه هایی که از آنان
بر جای می ماند راهگشا و آموزنده است.
یکی
از آن بزرگان آیت الله علامه شیخ محمد عیسی محقق خراسانی بود که تا زنده
بود وجود پر برکتش بزرگترین نعمت الهی بود و حال که بر جوار رحمت ایزدی
پیوسته است نیز شخصیت جاویدانه دارد. و بزرگترین رمز جاویدانگی ایشان این
است که ایشان منحصر به ملت خاص و کشور خاص نبود، بلکه قلبش برای دنیا
اسلام به خصوص تشیع می طلبید. برایش عرب، عجم، عراقی، ایرانی، افغانی،
پاکستانی، هندی،و ... فرق نمی کرد یعنی هم افغانی بود چنان که خود، خود
را افغانی معرفی می کرد هم ایرانی بود چنانکه زادگاهش ایران بود ، هم عرب
بود چون زبان دومش عربی بود و با عرب هم زبان بود و در قلب اعراب، جایی
داشت و هم پاکستانی و هم هندی بود و با تمام این ملت ها همکار و همدرد
بود.
پیرامون شخصیت علمی و خصوصیات علامه بزرگ حضرت آیت الله محقق خراسانی، با
جناب حجت السلام والمسلمین شیخ ناصری یکه و لنگی یک تن از شاگردان ایشان
گفت و گویی انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد.
محمد
علی برهانی
س:
جناب آقای استاد ناصری، شما از شاگردان علامه بزرگ آیت الله محقق خراسانی
بوده اید، لطف نموده پیرامون شخصیت علمی و خصوصیت های اخلاقی حضرت استاد
برای ما صحبت کنید و بفرمایید ایشان در چه زمان هایی در حوزه ی علمیه
مشهد و چه کتاب هایی را تدریس می کرده است؟
ج: بسم الله الرحمن الرحیم. بلی این جانب شیخ
ناصری یکه و لنگی یکی شاگردان حضرت آیت الله محقق خراسان اعلی الله مقامه
الشریف بودم. از شما تشکر می کنم که از حقیر دعوت کردید تا آنچه از
آیت الله محقق خراسانی از یاد داشتهای درس آن بزرگوار و باقی خصوصیات
علمی و اخلاقی ایشان در ذهن این حقیر موجود است برای شما بازگو نمایم آیت
الله خراسانی عالم عامل، و عارف و اصل، اصولی و فقیه چیره دست، فیلسوف
توانا، خطیب نیرومند و استاد بزرگواری بود که تمام لحظاتی که با ایشان
بودیم و در درسهای ایشان شرکت داشتیم خاطره است، خاطراتی که هرگز از
یادمان نمی رود.«اعیانهم مفقودة و امثالهم فی القلوب موجودة» ایشان گرچه
فعلا در این کره خاکی در جمع ما نیست اما روح آن بزرگوار بر قلوب ما
حکومت دارد.
آیت
الله خراسانی استاد رئوف و مهربان و دلسوز و شخصیت جامع، و از تمام جهات
اسوه و الگو بود، همه ی مردم، با اختلاف نژادی و طبقاتی و لسانی و اصناف
مختلف از ذکور و اناث، دانشجو و روحانی و عموم مردم هر کدام به
قدر ظرفیت و استعدادشان از وجود پربرکت ایشان بهره بردند و علم آموختند و
نظام زندگی و آداب اجتماعی و اصول اخلاقی و عادات نیک را از ایشان یاد
گرفتند.
یکی
از خصوصیات ایشان این بود که همیشه و بطور مکرر چه در جلسات درسی و چه
غیر درسی طلاب و علما را تشویق به تحصیل علم می کرد و به تهذیب نفس و
اخلاق نیک دعوت می کرد و می فرمود: عالم نباید در عمل تقصیر کند.
عالم
باید به همه شئونات اسلامی توجه خاص داشته باشد اعمال واجب و مستحب منحصر
به نماز و روزه و ... نیست. بلکه خارج از ابواب فقه مسائل دیگری هست که
اهمیتش از همه بیشتر است و آنها عبارتند از آراسته شدن به اخلاق حمیده و
پاکیزه کردن نفس از رذائل خفیه و جلیه از قبیل کبر، ریا، حسد، کینه و غیر
اینها و هر کدام از جوارح انسان وظایف خاصی دارد که در باب بیع و اجاره و
سایر ابواب فقهی پیدا نمی شود. و می فرمود: ما در عمل باید مولایم
امیرالمومنین را میزان قرار بدهیم.
برخورد ایشان با دوستان، شاگردان و عموم ساده و بی آلایش و بدون تکلف بود
و نسبت به شاگردانش بسیار لطف و مهربانی داشت. چنان شیرین سخن می گفت که
تمام سخنانش در قلب شاگردانش نقش می بست و ازکلامش همواره بوی امیدواری
به مشام می خورد.طلاب را بسیار نصیحت و به درس خواندن تشویق و ترغیب می
فرمود و به فردای روشن امیدوار می ساخت و خلاصه به تعلیم و تربیت شاگردان
اهتمام فراوان داشت.
آیت
الله خراسانی مورد عنایت خاصه مولا امیرالمومنین بود و از برکت توجه آن
امام همام توانست شجره ی علم و تقوی را در سرزمین وجودش بکارد و در حوزه
ی علمیه نجف اشرف از محضر اساتید بزرگواری چون آیت الله العظمی حکیم و
آیت الله العظمی خوئی و سایر آیات عظام بهره برد و قله های مرتفع علم و
معرفت و حکمت را فتح نماید و رایت پیروزی بر ستیغ قله اجتهاد بکوبد.
آری
آیت الله خراسانی مجتهد مسلم، متفکر بزرگ و عمیق الفهم حافظ نکات و قواعد
فقهی و اصولی بود و در منابع و ابزار و وسائل استنباط قوی و متبحر و کم
نظیر بود، حافظه ی عجیب و استثنائی داشت و در تمام مسائل حاضرالذهن و
حاضر جواب بود.آن بزرگوار گر چند رساله عملیه ننوشت اما به تعبیر مولا
امیرالمومنین عالم ربانی، مدرک حقایق و معانی بود بسیار دقت نظر داشت و
از نبوغ فکری برخوردار بود. و در علوم عقلیه و نقلیه تخصص داشت.
شخصیت
علمی و ویژگی های اخلاقی آیت الله استاد خراسانی بزرگتر از آن بود که در
بیان ما بگنجد.
و اما
اینکه پرسیده اید ایشان در چه سالهایی در حوزه ی علمیه مشهد مقدس درس می
گفت و چه کتابهایی را تدریس می کرد. باید خدمت شما عرض کنم که بعد از
اینکه ایشان از قم به مشهد تشریف آورد و در آن دوره هایی که حقیر جزء
شاگردان آن بزرگوار بودم ایشان کتابهای مهم ذیل را درس می گفت:
1-
جلدین کفابتین را در تاریخ 26/9/58در مسجد جامع گوهرشاد شروع کرد و در
تاریخ 11/12/1360به پایان رسانید و درس کفابتین، مدت دو سال و سه ماه و
دوازده روز طول کشید و این حقیر از درسهای کفایه ی ایشان 13 دفتر نوشته
کرده ام که فعلا موجود است.
2-
رسائل را در تاریخ26/9/1358 شروع نمود و در تاریخ: 5/3/1362 ختم نمود. و
از درسهای رسائل ایشان حقیر 14 دفتر دست نوشته دارم که فعلا موجود می
باشد.
3-
مکاسب را در تاریخ 10/1/1362 از اول کتاب شروع نمود و در تاریخ
5/8/1366به پایان رسانید و تا آخر کتاب درس گفت و مدت چهار سال و هفت ماه
و 22 روز طول کشید و از درسهای مکاسب آن بزرگوار، 27 دفتر نوشته کرده ام
که الان موجود است.
4-
منظومه را از اول کتاب در تاریخ15/6/1362- آغاز کرد و در تاریخ
20/8/1370- به پایان رسانید و از منظومه ی ایشان 6دفتر نوشته نموده ام که
اکنون موجود است.
5-شرح
تجریدالاعتقاد را در تاریخ13/9/1370- از اول کتاب تا صفحه71درس
گفت و بعد به جهت پیش آمدهائی - این درس تعطیل شد و بقیه ی کتاب درس گفته
نشد.
5-
کتاب های اقتصادنا و فلسفتنای شهید صدر را نیز درس می گفت .
ایشان
در مشهد درس خارج فقه هم شروع کرد و مدتی ادامه داشت و بعد بخاطر موانعی
تعطیل شد.
استاد
محقق خراسانی، سطوح عالیه و کتابهائی را که نام بردم بطور مرتب و منظم
درس گفت و تعطیلی هایش بسیار کم بود و تمام همش این بود که طلبه ها زودتر
به مقصد برسند.
همزمان با ایشان، اساتید بزرگواری چون آیت الله فلسفی، آیت الله مرتضوی ،
آیت الله سید صالحی، آیت الله مرعشی و پسر آیت الله سبزواری و ... درس می
گفتند، اما درسهای آیت الله محقق خراسانی رونق خاص داشت.
طلاب ایرانی،
افغانی، عرب، پاکستانی
و... زیاد در درسهایش شرکت می کردند. بیان ایشان بسیار علمی و سنگین بود؛
از اصطلاحات علمی و مخصوصا از اصطلاحات فلسفی و کلامی زیاد استفاده می
کرد؛ بدین لحاظ فهم
درسهایش برای طلاب مبتدی یکمقدار دشوار می نمود، اما برای کسانی که دور
دوم و سوم شان بود درسهای ایشان بسیار مفید و مناسب بود؛
لذا شاگردان ایشان اغلب از فضلا بودند. وقتی ایشان درس منظومه را در بالا
سر حضرت امام رضا (ع) در مدرسه دو درب شروع کرد، همان شبستان مملو از
علماء و فضلا می شد.
و روش
درس گفتن ایشان اینگونه بود که: ابتدا رئوس مطالب را با شماره بندی عنوان
می کرد و بعد هر مطلب را بطور مفصل توضیح می داد و آنگاه با متن کتاب
تطبیق می فرمود و در مسائلی که تضارب آرا بود، نظریات سایر آقایان را نیز
مطرح می کرد و با استدلال محکم و قوی رد یا قبول می فرمود.
ُُس:
از شاگردان ایشان، اعم از عرب و عجم، ایرانی، پاکستانی، افغانی، و... شما
کسی را می شناسید که فعلا جزء اساتید و چهره هائی علمی و شخصیتهای معروف
باشد؟
ج:
از شاگردان نجف ایشان، باید از بزرگانی که قبل از من بوده اند سؤال شود،
اما از شاگردان مشهد ایشان، از ایرانیها و عربها و پاکستانیها ممکن است
جزء شخصیتهای مهم باشند اما من نمی شناسم. ولی از شاگردان افغانی ایشان
چهره های علمی زیاد هستند از جمله استاد انصاری است.
که هم
در تایباد درس گفته و هم در شاه عبدالعظیم. استاد محقق دایکندی، استاد
زاهدی ورسی، آقای رحیمی دایکندی و شیخ صادق اکبری دایکندی و ... اینها
بزرگانی هستند که از محضر آیت الله محقق خراسانی علم آموخته اند.
س:
جناب آقای ناصری! با توجه به اینکه جنابعالی هم در درس اصول و هم در درس
فقه و هم فلسفه و منطق آیت الله علامه محقق خراسانی شرکت داشته اید
بفرمائید که ایشان در کدام یک از علوم مزبور تخصص و تجربه بیشتر داشته
است؟
ج:
ایشان جامع بود، همه می دانند، چه در نجف و چه در اینجا همه می دانند که
ایشان استادی بود ماهر، و به تمام علوم حوزه ای مسلط و متخصص به تمام
معنا بود، حقیقتأ اینطور بود، ایشان جامع بود، ادبیاتش خیلی قوی بود.
مطولش حرف نداشت. یکی از دوستان بنام شیخ صادق اکبری از دایکندی نقل می
کرد که بعد از رحلت آیت الله شیخ موسی عالمی بامیانی(صاحب شرح مطول) که
مطول درس می گفت گیر کرده بودیم که درس مطول را که بگوید، درس آیت الله
مدرس افغانی خیلی طولانی است بعد آمدیم خدمت آیت الله خراسانی و تقاضا
نمودیم که درس مطول بگوید. ایشان پذیرفت. وقتی درس مطول را شروع کرد،
فهمیدیم که بلی متخصص ایشان است و از آیت الله شیخ موسی هم زبردست تر
است.
خلاصه اینکه ایشان در کل درسهای علوم حوزوی مسلط بود.
س:
شما در زمان ایشان در نجف اشرف هم بوده اید، بفرمائید که ایشان در نجف چه
درسهائی می گفته است؟
ج: در
نجف اشرف من یادم هست، آن زمان من مبتدی بودم، ایشان منطق (حاشیه،
شمسیه). ادبیات(مطول)، فلسفه(منظومه) فقه و اصول درس می گفت، بعدها درس
خارج اصول شروع کرد، درس خارج ایشان نیز بسیار عمیق و عالمانه و متخصصانه
بود. با اینکه آن زمان فحولی چون آیت الله خوئی خارج اصول درس می
گفت، درس خارج آیت الله خراسانی نیز رونق گرفت. و جزواتی که شاگردان از
تقریرات درس ایشان تهیه می کردند در امتحانات حوزه ی علمیه نجف اشرف از
نظر وزن علمی اعتبار خاصی پیدا کرد، ایشان نظرات بکر و تازه ارائه می
فرمود، و در مناظرات و مباحثات علمی که با سایر آیات عظام از قبیل شهید
آیت الله صدر و ... داشت چیره دست بود، ایشان همیشه علما و فضلا ئی را که
در جو علمی آن زمان جرات نمی کردند که درس خارج بگویند، تشویق می کرد و
می فرمود: دوستان! بیائید این سد را بشکنیم شما از جمله فضلا هستید، همت
کنید درس خارج شروع کنید تا صاحب نظر شوید، کی گفته ما مجتهد نمی شویم. و
در این زمینه خودش پیش قدم شده بود.
س:
نقل می شود که ایشان از سوی حضرت امام خمینی (ره) به عنوان استاد فلسفه
در دانشگاه تهران دعوت شده و مدتی در دانشگاه منظومه تدریس می کرده است.
در
این زمینه جنابعالی از خود استاد چیزی شنیده اید؟
ج:
بلی ایشان می فرمود: در نزد یکهای شاه عبدالعظیم ساختمانی را در اختیارم
گذاشتند. مدتی آنجا بودم، بعد نقل مکان کردم، آنجا دو درس می گفتم تعدادی
از خواهران و تعدادی از فضلا تهران در درسهایم شرکت می کردند، بعد مرا در
دانشگاه دعوت کردند، یکی از اعضای مجلس شورای اسلامی آنجا درس می گفت،
بعد، از شاگردان ایشان در درسهای من شرکت می کردند و این موجب شد که مرا
در دانشگاه دعوت کنند، وقتی من در دانشگاه رفتم و درس منظومه را شروع
کردم دیگر ایشان تشریف نیاورد و درس فلسفه به عهده ی من گذاشته شد و مدتی
آنجا درس گفتم و در ضمن درسهای منظومه، آراء شهید مطهری را که در پاره ی
از مسائل استدلالاتی داشت رد می کردم، خلاصه به من اعتراض شد که نمی شود
کسی نظرات شهید مطهری را رد کند، من گفتم:آقایان! شما در دفتر حضرت امام
(ره) زنگ بزنید و به آیت الله رضوانی که در دفتر امام (ره) است بگوئید که
محقق چنین چیزی می گوید. من تابع آراء خود هستم و در علوم عقلیه و نقلیه
صاحب نظرم و نظرات کسی را بدون دلیل و برهان رد نمی کنم، شاگردان طراز
اولم در دانشگاه سه نفر بودند، یکی از تربت جام بود و یکی از تهران و
سومی نمی دانم از کجا بود، من این حرفها را از زبان خود ایشان شنیدم.
س: از
آثار قلمی ایشان برای ما بگوئید؟
ج:
آیت الله محقق خراسانی واقعا نابغه بود، در نجف اشرف هم زمان هم درس می
خواند و هم درس می گفت و هم کتاب می نوشت و هم به عنوان خطیب توانا و پر
قدرت به دو زبان عربی و فارسی منبر می رفت.
ایشان
کتاب "الیتیمه" را که در شرح و توضیح حاشیه است در نجف نوشت و کتاب
"هدایت المنطق" را که در شرح منظومه ی حکیم سبزواری است در نجف نوشت و
کتاب "سلم الصعود الی منتهی المقصود" را که در آداب و اخلاق است در نجف
نوشت و کتاب " الکفاح السلامی فی مشکلات الفقر"را در نجف نوشت و کتاب
"المولفون الا فغانیون المعاصرون" را نیز در نجف نوشت و ... این کتابها
را در نجف نوشت ودر همانجا هم به چاپ رسانید.
ایشان
یادداشتها و دست نوشته های غیر مطبوع در موضوعات گوناگون خیلی زیاد
داشت. از جمله در موضوع فلسفه، شرح بر منظومه ی سبزواری، کامل و دوره در
دو جلد نوشته کرده بود و با من که یکی از شاگردان آن بزرگوار بودم، چند
دفعه یادآوری کرد که این شرح، کامل است و بازنگری و تصحیح هم کرده ام.
اما جناب شیخی بنام حلیمی از سر قل یکه و لنگ که یکی از دوستان است. گفت:
من این کتاب را می برم در سوریه چاپ می کنم. ایشان تا آخر عمر که یک
مقدار حال داشت و ما خدمت ایشان می رسیدیم، از آن کتاب یاد می کرد و
با دلتنگی می گفت: آن کتابم از دست رفت و دیگر چیزی از آن نشد نه چاپش
معلوم شد و نه ناچاپش.
آقای
حلیمی فعلا در قم است و شاید کتاب مذبور در نزدش باشد.
س:
آیت الله علامه محقق خراسانی. از لحاظ سیاسی و مبارزاتی با چه جریانهائی
مرتبط بود؟
ج:
ایشان با تمام نهضتها و جنبشها ی آزادی بخش اسلامی همکاری داشت و متعلق
به همه بود و یکی از چهره های مبارز بین الملل اسلامی بود.
ارتباط نزدیک با امام خمینی (ره) داشت و از نهضت و انقلاب امام خمینی (ره
) تبلیغ می کرد.زبانش شمشیر مالک اشتر بود و شانزده سال بر علیه شاه
تبلیغ کرد این کار شوخی نیست، در مسجد وسط جدیده که سخنرانی می
کرد فریاد می زد، آهای پسر پهلوی! برای تو همان ظرف شراب مناسب است، تو
لیاقت حکومت بر مردم را نداری، خبر نداری که با که طرف هستی، خمینی، مسیح
زمان است، تالی تلو امیر مومنان است. در مورد امام خمینی(ره) اینگونه
تبلیغ می کرد.و در اواخر عمر چنانکه می دانید از انقلاب اسلامی و مجاهدین
افغانستان پیشتیبانی می کرد، و سخنرانیهای ایشان در دفاع از مردم مظلوم
افغانستان و حمایت از مقاومت نیروهای جهادی بر ضد اشغالگران شوروی و
مزدوران داخلی اش و حمایت از انسجام و وحدت مردم و مجاهدین در برابر
گروهک مخوف طالبان،تا هنوز در گوشها طنین انداز است، و تا آخرین لحظات
عمر شیرینش که سخت مریض بود وقتی به عیادتش می رفتیم، می پرسید از
افغانستان چه خبر؟
س:
شنیده ایم جنابعالی خاطره ای از سخنرانی علامه محقق خراسانی در مراسم
تجلیل از مرحوم آیت الله العظمی حکیم دارید لطف نموده آن خاطره را برای
ما هم تعریف کنید.
ج:
بلی حضرت آیت الله العظمی حکیم که مرجع بزرگ دنیای شیعه و رکن اعظم حوزه
ی علمیه نجف اشرف بود، وقتی از دنیا رفت همه عزادار شدند و غم و اندوه بر
همه سایه ی سنگین انداخت، در پی رحلت ایشان همه طلاب و علما و فضلا اعم
از عربها، ایرانیها، پاکستانیها، هندی ها، و طلاب و علماء افغانستانی هر
کدام به نوبه ی خود برای آیت الله حکیم مراسم فاتحه برگزار کردند، در
مراسم که از سوی علما و فضلا افغانستانی برگزار شد، سخنران آیت الله
خراسانی انتخاب شدند و در این مراسم اقشار مختلف مردم شرکت کرده بودند،
عربها دسته دسته، گروه گروه، هر قبیله و عشیره با پرچم های مخصوص می
آمدند، و علما و طلاب و آیات عظام حضرت امام خمینی(ره) و آقای خوئی (ره)
و آقای شاهرودی و سایر آیات عظام و پسران آیت الله حکیم در مراسم حضور
داشتندوقتی آیت الله خراسانی بالای منبر رفت و شروع به خطبه نمود، ناگهان
یک عربی از مجلس فریاد زد و با ناراحتی و افسوس گفت: و اعجبا! چه خبره
امروز آقای حکیم از دنیا رفته کانه تمام عرب از دنیا رفته اند، کسی نیست
که در مراسم ایشان سخنرانی کند که حال یک عجم، آنهم یک افغانی، آنهم با
این جثه کوچک سخنرانی می کند، سید یوسف پسر مرحوم حکیم نگاهی به آن عرب
کرد و گفت: یا عمی اسکت انت تعرف انا اعرف. تو ایشان را می شناسی یا من
می شناسم؟ آن عرب ساکت شد، آیت الله خراسانی وقتی سخنانش اوج گرفت و
اوصاف مولا امیرالاومنین را به آیت الله حکیم تطبیق می کرد همان عرب با
احساسات تمام از جا حرکت کرد خطاب به مردم گفت: ایها الناس انا کاذب من
دروغ گفتم. هذا السید، هذاالشیخ، هذا الخطیب(عین العرب) چشم عرب است،
(قلب العرب) قلب عرب است،( لسان العرب)، زبان عرب است. از این حرفها گفت
و ساکت شد و نشست.
خلاصه
اینکه آیت الله خراسانی در زبان عربی کاملا مسلط بود و بسیار فصیح و
حماسی و شور انگیز و پرحرارت سخن می راند. در ایام محرم در شب و روز هشت
منبر و ده منبر می رفت، برای عربها با زبان عربی سخنرانی می کرد و برای
فارسی زبانها به فارسی سخن می گفت، در زبان عربی تسلط عجیب داشت هیچ عربی
نبود که از تکلم عربی ایشان اشکال بگیرد همه ی عربها ایشان را به عنوان
یک عرب زبان فصیح و بلیغ قبول داشتند.
خاطره
ی دیگری که از منبر رفتن مرحوم آیت الله محقق خراسانی در نجف اشرف دارم
این است که یکی از روزهای محرم بود در منزل آیت الله العظمی خوئی نشسته
بودیم، تعدادی از بزرگان و آیات و از شاگردان آیت الله خوئی رحمت الله
علیه حضور داشتند و خود ایشان هم تشریف داشت مدرسه ای بود از پاکستانیها
چسپیده به منزل آیت الله خوئی(ره) در آن مدرسه از سوی پاکستانیها مراسم
عزاداری امام حسین(علیه السلام) برگزاربود. بلندگو روشن شد و صدای بلندگو
که مشرف به منزل آیت الله خوئی بود بسیار واضح شنیده می شد و آیت الله
محقق خراسانی که روضه خوان مراسم بود آغاز به سخن نمود.حضرت آیت الله
خوئی به اطرافیان فرمود: آقایان اجازه بدهید می خواهم سخنرانی آقای محقق
را گوش کنم، همگی به احترام ایشان ساکت شدند، ایشان از اول سخنرانی تا
ختم و دعا دقیق گوش دادند، و در روضه و ذکر مصیبت زیاد گریه کردند بطوری
که اشکهایش مثل قطرات باران بر صفحه صورت مبارک شان جاری بود. بعد از
پایان سخنرانی، خطاب به مجلس گفت: من در عمرم نه در عرب و نه در عجم
مانند این محقق خطب و سخنران ندیدم.
من
خودم شاهد بودم و این تعریف و تمجید را به گوش خود از زبان آیت الله خوئی
(ره) درباره ی آیت الله محقق خراسانی شنیدم.
خلاصه
اینکه : ایشان خطیب توانا و گوینده ی شهیر و معروف در نجف اشرف بود،
عربها، پاکستانیها، ایرانیها و افغانیها همگی ایشان را قبول داشتند و در
مراسم هائی که برگزار می کردند از ایشان به عنوان سخنران دعوت می نمودند.
سخنرانیهای ایشان بسیار علمی بود و از اصطلاحات فلسفی بسیار استفاده می
کرد و آیات و روایات را تفسیر فلسفی می نمود، و در یک کلام ایشان سحر
بیان داشت. چنان شیرین و شیوا و شوق انگیز و پرجوش و تحریک کننده سخنرانی
می کرد که هم مردم عوام از سخنان گهر بارشان بهره مند می شدند و هم خواص
چون آیت الله خوئی (ره) بسیار دقیق به سخنان ایشان گوش فرا می دادند.
علامه
شهید سید اسماعیل بلخی نیز وقتی در نجف اشرف مشرف شد با اینکه خود ایشان
نیز از خطبا و سخنرانان چیره دست بود در مورد
آیت
الله محقق خراسانی گفته بود: من در فن خطابه و سخنوری و نیز سایر علوم و
فنون کسی را به اندازه ی آقای محقق خراسانی سراغ ندارم.
والسلام
تهیه کننده: محمد علی برهانی شهرستانی
|