سلام

(نشریۀ الکترونیکی)

محل طرح دیدگاهها و بحثهای سیاسی، حقوقی، تاریخی، ادبی و اجتماعی

   
 

صفحه اول | در باره ما | آرشیو | تماس با ما | نظرات شما | عکس | گوناگون | کتاب


چهار شنبه 28 قوس 1386

 

 

تذکر

 متن زیر زندگینامه مرحوم آیت الله محقق خراسانی است که به قلم دو تن از دوستان و شاگردان آن بزرگمرد تهیه شده و ضمیمه کتاب « المولفون الافغانیون المعاصرون» به چاپ رسیده است.

کتاب مذبور اثر علامه سترگ آیت الله محقق خراسانی است که در تاریخ 1389-ﮬ -  9/2/1970- م- در مطبعه النعمان- نجف اشرف به زبان عربی به طبع رسیده و در آن شرح حال بیست و سه تن از علماء و بزرگان و صاحبان قلم و آثار افغانستان آمده است.

تعداد زیادی از  شاگردان و دوستان استاد علامه محقق داوطلب شده بودند که برای آن بزرگوار نیز زندگینامه ای تهیه نموده و در کتاب مذکور به مناسبت اینکه ایشان شاه فرد « مولفون الافغانیون» است به چاپ برسد ولی ایشان حاضر نمی شده که شرح حالش در این کتاب بیاید بعد از اصرار زیاد قبول می کند و از مجموع زندگینامه های تهیه شده برای ایشان، نوشته ی سید محمد محقق ورسی و استاد شیخ غلام حسن فصیحی یکه ولنگی را انتخاب و در آخر کتاب چاپ می فرماید.

 

والسلام.                            

 

محمد علی برهانی

 

 

 

 

 

ترجمه احوال مولف کتاب

المولفون الافغانیون المعارصون

 

حضرت مستطاب حجت الاسلام استاد محمد عیسی قاسمی محقق دام ظله العالی

 

      از همان وقت که استاد محقق شروع به تالیف این کتاب نمود، گفتم مناسب بلکه لازم است که سوانح زندگی شما از نگاه انکه یکی از مولفین هستید در این کتاب باشد و اگر اجازه بفرمائید من تحریر کنم و این برای آن بود که من معتقدم از نگاه کثرت مباشرت در طول چند سال مباحثه و درس آشنائی من به روحیه و مقامات علمی استاد محقق از همه بیشتر و دقیق تر است.

      ولی استاد محقق که در ابتدا رغبتی نداشت اجابت نفرمود و پس از اصرار رفقاء و اجازه جناب ایشان، این مختصر را تحریر نمودم و اکنون که عازم مکه معظمه هستم این وجیزﺓ را بحضرت استاد تقدیم میکنم و امیدوارم که از نگاه قلم من در فرض تساوی آن با نوشته ی دیگران، حق سبق را مرعی بدارند.

 

الاحقر سید محمد محقق دایزنگی

20/ق/1389- هجری قمری

 

 

 

استاد محقق و زادگاه او

 

استاد محقق- در سال-1355- هجری در یکی از دهستان خراسان ایران بنام گیامی بدنیا آمده و سرچشمه امید همه بستگان و فامیل خود گردید.

گیامی - یعنی زادگاه استاد محقق- که در جنوب شرقی مشهد مقدس مولانا حضرت رضا(ع) بفاصله 65- کیلومتر تقریبا واقع است، دهی است محقر در دامنه ی کوه، دارای منظره جالب طبیعی و درختان خرم و گیاهان سبز و هوای آزاد و آب جاری و سردی باشد و این چنین محل بالطبیعه به ساکنین خود روحیه آزاد و روان پاک  بخشیده و قوه تفکر و مغز را قوی می سازد.

چنانکه شاعر: آقای حسینی در قصیده خود راجع به شرح زندگی استاد محقق گوید.

 

                                         یک هزار و سیصد و پنجاه و پنج                                        رفت از تاریخ هجرت خود بسنج

                                         روستائی نام او قاسم علی                                                     در گیامی اصلش از کرمان ولی

                               نی ز کرمانی که در ایران بود                                            تابع لعل است و در افغان بود

     در دهستانی که بودی پای کوه                                             کوه بدهد مرد بینا را شکوه

                                         کودکی در خانه اشت بگشاد چشم                                       خالی از مهر و دلی خالی ز خشم

                                     از محبت کرد عیسی نام او                                      همچو عیسی صید چرخش دام او

 

و بدین سبب استاد محقق  هم اتفاقا از همه این مزایا کاملا کامیاب و برخوردار است چنانکه خود مشاهد و محسوس است و ما هم به برخی از مکارم اخلاق و خصال ارزنده استاد اشاره می کنیم.

 

استاد محقق و روحیه ی او

 

الف- عطفه ی و شفقت می توان گفت استاد محقق در عاطفه و شفقت می توان گفت استاد محقق در عاطفه و شفقت مردی کم نظیر و بدلیل است، زیرا که در دوران زندگی او کم دیده شده است که کسیرا از خواسته او حتی الامکان رد کند، و بدین سبب حداکثر موقعین و شحصیت او موارداتنفاع دیگران بوده و خود کمتر استفاده می کند.

ب-  طینت پاک و حسن ظن-یکی از اوصاف مشهور استاد محقق همان طینت پاک و حسن ظن مفرط او است که برای اولین بار گفته های هر کس را تلقی به صدق نموده و فورا اذغان می کند. و بدین سبب هم بزودی از خلاف کاری متاثر شده و رنج می برد. در صورتیکه پیوسته در گفته های تبلیغی خود این شیوه را نقد نموده و این سلیقه را بر خلاف منطق می پندارد.

ولی از انجائیکه عواطف و سجایا ی باطنی هر کس غالبا، غالب بر منطق او است حضرت استاد نیز منطق را از دست داده و محکوم غرائز و ملکات نقسی خود می شود.

 

یک شاهد زنده

 

استاد محقق- بدین کتاب نفیس و اثر جاوید چنانکه مهارت فنی و معجزه ادبی و قدرت انتاج و نبوغ نسج و تفوق قلمی خود را نسبت به تمام زملاء واقران خود که در این کتاب نام از ایشان برده است مبرهن و قطعی می سازد.

زیرا که یک چنین تقریر زنده و شهادات  منصفانه و گفته های بی آلایش و بی طرفانه نسبت به معاصرین واقران، از یک دل ملوث و قلب مسموم و نفسیت آلوده هرگز سر چشمه نخواهد گرفت آری- شعر-.

عین الرضا عن کل عیب کلیله                       و عین السخط تبدی المساویا

 

ج- علو همت-- به حقیقت استاد محقق یکی از مردان با شهامت و سراسر جوان مردی و همت است- چنانکه  خود گوید- لقد اصبحت ضائعا و ضحیه لهذه النفسیه فانی منذ ان شعرت بالذل و الهوان، صرت اتجول البلدان لتحصیل ما اصون

 

به کرامتی واستطیع نشر جهودی الفکریه التی هی راس مالی و کل آمالی من حیاتی.

ولولا ذلک فما الذی اتطلب من وراء تجولی. الی مرض نفسی ام عارض عقلی؟ وولو کان قلمی بیدی طول لیلی و نهاری فو الله لم اکن ذلک الانسان الذی عرفت و اتجلی الان به.

یعنی من از نظر همین سلیقه طبیعی و خصلت نفسی خود ضایع شده و قربانی راه آن شدم، زیرا از آن وقت که در بعض فرصتها احساس و هن و ذلت نمودم مجبور به تجول و مسافرتهای منبری شدم شاید که بتوانم از این راه حفظ کرامت خود نموده و آثار قلمی و جهود فکری خود را نشر کنم، زیرا که این آثار و مولفات تمام سرمایه زندگی و همه آرزوهای من در زندگی می باشد.

 براستی اگر این جهت نبود کمترین داعی و سببی برای این مسافرتها نداشتم، زیرا که اگر در تمام فرصتهای خود از شب و روز قلم به دست گرفته و منصرف از کتاب نباشم البته انسان دیگری بوده و جلوه دیگری خواهم داشت. و برای همت بلند پایه ی او همین بس که بافقد بسیاری از شرایط و ضعف اقتصاد توانست چندی از آثار زنده و ارزنده به یادگار گذارده و مورد استفاده دیگران قرار دهد، تا آنکه در نتیجه دلها از یادش فراموش و زبان ها از ذکرش خاموش نگردد.

 

د- نوصح و خیر خواهی-- استاد محقق یکی از روشن ترین افراد خیرخواه مجتمع بخصوص دانشمندان و همکاران خود می باشد. و لذا از ابتداء آشنائی و با اجتماع تا کنون به اعتراف همه افرادی که ایشان را شناخته اند تا حدود وسع خود از کمترین مساعده قلمی و قدمی از هیچ انسانی دریغ نداشته است.

او خود گوید- یکی از سلیقه هایکه پیوسته دوستانم مرا بدان مواخذه می کنند آنستکه گویند-تو- در هر کاری بدون تامل گویی- (اشکال ندارد) آری از سلیقه استاد محقق چنانکه من شخصا همین مواخذه را می نمودم- آنستکه هرگاه بکاری تکلیف کنند- گوید- اشکال ندارد- و بدین سبب حداکثر وقت او مصروف دیگران و مورد انتفاع ایشان است.

 

استاد محقق و دوران کودکی او

 

آنچه که از فامیل و همشریان حضرت استاد شنیده می شود آنستکه استاد محقق را از نخست شیوه علم و داشن بخود مجذوب ساخته بوده سات، گویا از همان طریق فطرت پاک و روان بی آلایش و یا از طریق الهام و سروش غیبی به گوش او از آینده درخشان و ارزنده او خوانده و گوش زدش نموده بودند.

لذا استاد محقق از همان دوران کودکی نبوغ باهر و عشق سرشاری بدانش نشان می داد، و بیشتر انس و علاقه ی او به مجلس وعظ و استماع مواعظ و فحص از رجال دانش بوده است. سعدی گوید.شعر-.

 

ز لوح روی کودک بر توان خوان                                                که به دنیا نیک باشد در بزرگی

سرشت نیک و بد پنهان نماند                                            توان دانست ریحان از دو برگی

 

                         دیگری گوید-شعر-

جهان اگر چه ز موسی و چوب خالی نیست                             یکی کلیم نگردد و یکی عصا نشود

 

 

استاد محقق و تحولات زندگی او

 

استاد محقق با آنکه اولین دوران رشد و بحران عواطف و آمال جوانی خود را در آستان علم و مهد دانش بسر برده که اکنون هم مواجه روزهای نخست انتفاع از تجربه سوانح و دروس عملی زندگانی خود می باشد از خشونت ابناء زمان و هموطنان خود بسی شاکی و متاثر است.

و گاهی سوانح گذشته خود را بصورت درس زندگی به دیگران از محصلین یادآور شده و سخت اظهار تاثر و تاسف می کند و دیگران را از عواقب تلخ و اسباب آن نا ملایمات به شدت می ترساند و گاهی هم اعتراف بقلت تجربه ی خود و ناگواریهای جهالت می نماید، چنانکه از نبود یک رهبر ناصح و مشفق بسی متاثر و رنج می برد، و این جمود و رکود همشهریان خود را در غالب از نگاه تحولات و سرگذشت زندگی تحصیلی خود معلول همین جهت می داند و بدین سبب هم بی اندازه در راه روشن کردن تحولات سودبخش می کوشد.

وعی و بیداری و دانستن راه تحصیل را نخستین شرط تقدم و نبوغ می پندارد.

 

استاد محقق یا نوین رهبر انقلاب فکری افغانی

 

زورگاری بود که استاد محقق در حوزه  نجف اشرف میان همشهریان خود از قسمت نیروی بیان و قدرت سخن انصافا بی نظیر مطلق بود، و اکنون هر چند باز هم ازین مزیت و امتیاز برخوردار است ولی منحصر بفرد نخواهد بود، زیرا که بسیاری از محصلین به نوبه ی خود بلکه فعلا به وقت سخن هنگام مقابله با استاد محقق کاملا قدرت بیانی خود را روشن کرده اند،هر چند استاد محقق اکنون کمترین عنایتی به این جهت نمی دهد.

ولی حقیقت آنستکه تا هنوز مرد زنده و ارزنده اجتماعی که بتواند در هر میدان جای او را اشغال کند، و مطالب علمی و فلسفی را چون موم بکف در طی بیان ملخص نموده و در هم پیچیده دیده نمی شود و نظر به تمام مزایای شخصی و علمی استادمحقق می توان گفت فرد بی نظیر افغانی خواهد بود، زیرا که استاد محقق در عین حال که  مرد سخن و قهرمان بیان است پهلوان تدریس و تالیف نیز می باشد، و در عین حال که مرد سلحشور و دلاور است بسی متواضع و شکسته بال می باشد.

و جمعی اگر استاد سخن هستند ولی نه استاد دانش و فرهنگ می باشند و اگر استاد دانش و قهرمان تدریس و پهلوان تالیف هستند ولی بسیاری از امتیازات روحی حضرت استاد را فاقدند. و این مطلب تا چندی پیش نزد جمعی مثل انکه یک مطلب واضح و امر قطعی بوده است، اکنون عقیده دو تن را از خلال دو قصیده ایشان که راجع به استاد محقق گفته اند و ما به عنوان نمونه و شاهد ذکر می کنیم مطالعه می فرمائید یکی از آن دو راجع به شخصیت حضرت استاد چنین نظریه دهد.

 

نام عیسی و محقق در لقب از خاوری                            نطق گویا بخششش شد از عطای  داوری

باوقار و با دیانت نیست مثلش در ثری                           تا کنون گویا نزاده مثل او را مادری

                                     (در کلامش عطر افشانیست در هر محضری )

ای عزیزان این چنین شخصی سزد از مومنین                قول و فعل و علم و حلمش متفق با متقین

خوف سر آسب دشمن گر نبود او را یقین                       داد مردی می زدی در مشرق و مغرب زمین

                                    (اهل علم و اهل حق را می نمودی یاوری)

خلق و خلق و صورت و سیرت نمر او را نظیر             کاملی چون او ندیده در جهان این چرخ پیر

حسن ظاهر هر کسی را کاشف ما فی الضمیر               هضم نقس او را بزرگش کرده چون شیخ کبیر

                                    ( طینتش از کبر و نخوت دائما باشد بری) الخ

هر چند استاد محقق خود گوید، گر چه مقصود گوینده در حدود نژاد افغانی هست ولی شبهه ی در اغراق و خلاف واقع او نخواهد بود، ولی این نظریه کاشف از نوعیت این عقیده در افراد آن وقت خواد بود.

           

                                                          - دیگری گوید-

 

بلبل طبعم هوای گلستانش زد بسر                           می رود در گلستان از بلبلی گیرد خبر

بلبلی دیدم ز لبهایش چه لعلی می چکید                     قطره قطره بهر مردم لیک در دل می خرید

او به وقت نغمه اندر عرش چون گیرد قرار               می کند حق را ز باطل ان زمان او آشکار

او چو بحر موج زن در قعر او در ثمین                   لولو و یاقوت و الماس و زبرجد هم مکین

نیست مثلش در فصاحت هم بلاغت هیچ کس             در میان خاوری او فرد اکمل هست و بس

گر بگویم بیش ازین در حق او نبود گزاف                لیک از راه حقیقت من نکردم انحراف الخ

 

  یک امتیاز منحصر بفرد

 

یه حقیقت استاد محقق را یک امتیاز منحصر بفردش آنستکه در عهد اخیر یک سره دم از استقلال فکری محصلین افغانی می زند، زیرا که تنها راه حل مشکلات ایشان را در این جهت می داند، و بدین سبب با کمال جرئت و صراحت لهجه پیوسته همشهریان خود را مواخذه منطقی از این قسمت می کند.

و بحمد الله تعالی همین گفته ها هم تا به حدی اثر مثبتش محسوس شده است. من خیال می کنم عمده ی  تلاش استاد محقق در درجه اول معلول همان روحیه نوع دوستی و همت بلند پایه او است و در درجه درم برای آن است که مصدر یک تحولی شده و او را بنام یک رهبر انقلاب فکری افغانی در این عصر یاد کنند، و بدین سبب ما هم این فصل از سوانح ایشان را به عنوان نوین رهبر انقلاب فکری افغانی بحث نمودیم، و اکنون ستاد محقق کاملا بزی جمال الدین افغانی و علامه فقید بلخی خطواتی بر می دارد، در صورتیکه تفوق علمی حضرت استاد بر آن دو تن و موقعیت وقت از نگاه آزادی این قسمت را برای ایشان کاملا تایید نموده و میسور می سازد گرچه بعد سیاسی و اجتماعی و دوری ملی حضر تشرا مخفی داشته اند و از معتقدات استاد محقق آن است که پیوسته گوید.

(آنچه به نظر من بسیار مفید و سود بخش یک رهبر فکری است همان سلیقه فطری در اداره اجتماع و تدبیر سیاسی و در بینی در کار است، یک رهبر فکری، آنگاه کامل العیار و کامیاب از آمال است که سلیقه فطری خود را از نگاه مطالعات و تجربیات کامل ساخته و از دروس زندگی هرگز فراموش نگیرد.)

چنانگه شاعر نامی آقای حسینی بدین حقیقت اشاره کند.

 

خود تحول پخته سازد مرد را                          پختگی خود می رساند درد را

از نوابغ هر چه شد از درد شد                         هر که دردش نیست خود بی درد شد

 

 استاد محقق و نژاد او

 

استاد محقق فرزند قاسم علی فرزند کربلائی علی افغانی از نژاد هزاره از شیعه ی دایزنگی از سلاله ی خواجه احمد می باشد.

مسکن اسلافش- منطقه ی کرمان افغانستان قریه ی جنگللگ- سست شمالی بامیان تابع حکومت مرکزی لعل و ولایت فعلی غور است. و والد ماجد ایشان متولد افغانستان، در حدود سن ده ساله از وطن هجرت نموده و به مشهد مقدس مشرف شده اند و در دهستان نام برده مقیم گشته تا آن که در  اثر تقدیر و سرنوشت برای دومین بار به نجف اشرف مشرف شده و مقیم آن می باشد و اکنون هم به افتخار جوار امام ابرار و سید اخیار علی بن ابیطالب علیه السلام بسر می برند.

تا به اینجا اثر قلم شیوای فاضل محترم آقای سید محمد محقق دایزنگی بود

 

 

 

 

 

اکنون به قلم شیوای دانشمند محترم آقای فصیحی آشنا شوید.

 

 استاد محقق و دوران تحصیل او

 

استاد محقق به حقیقت یکی از شخصیت های بارز و توانا و رشید ترین فرزندان نامور میهن عزیز افغانستان بوده است و هم اکنون به حیث یک آموزگار بزرگ و چیره دست در حوزه ی علمیه نجف اشرف، به ادامه ی تدریس و تعلیم، تالیف کتب و سایر خدمات اجتماعی خویش موفق می باشند.

هرگاه که انسان نام یکی از مشاهیر و دانشمندان بزرگ یک اجتماع را می شنود عشق و علاقه ی مفرط پیدا می کند که از زادگاه و محل نشو و نما و محیط که در آن مراحل ترقی و تکامل و نبوغ فکری و تحصیلات علمی او به پایان رسیده است اطلاع و آگاهی یابد بنابراین : من به اندازه توان و قدرت خود از دوران تحصیل سراسر افتخار او و از محیط تحصیل و تدریس او و از آثار علمی و اخلاقی او بدون کمترین مبالغه و اغراق پرداخته برای خوانندگان محترم تشریح می دارم.

الف- استاد محقق- برای اولین بار در سال- 1365- به معیت عم گرامش مرحوم علامه کرمانی آقای شیح میرزا علی به نجف اشرف مشرف شد او در این شهرستان علمی و فضیلت در کنار آرامگاه مقدس  حضرت ابوالائمه (ع) آغاز به تحصیل علوم دینی و اخلاقی نمود.

ب-استاد محقق، در تمام ادوار تحصیلاتش، در میان طبقه مترقی از دانشجویان نخستین فرداز تلامزه به شمار می رفت، و او توانست به حیث یک دانشجوی  زنده و حساس، و وحید و فرید نسبت به هم درسان و هم صنفان خود، دوران تحصیل سطوح را برای آخرین بار به پایان رساند.

و از قریحه سرشار و عالی او یکی این بود که هرگونه مطالب مشکل و دشوار را که متعلم و هم درس او از پی بردن به آن عاجز می ماند، استاد محقق آن را به طور سهولت و آسانی همانند یک استاد برای هم درسان خویش بازگو نموده و تحویل می داد، و او در دوران تحصیل به تحصیل و تحقیق مطالب غامض و مشکل بسی انس داشت و بدین سبب از سوالات مشکل بغرنج درسی با کمال متانت پاسخ مثبت می داد.

 

ج- تحصیلات نهائی سطوح او، با حساس ترین، دوران زندگی و بحبوحه ی جوانی مصادف بوده، و البته این نکته را نادیده نباید گرفت، که زمان جوانی بهترین فصول عمر عزیز است، که نیروهای انسان به حد سرشار می رسد، و استعداد غریزه ی خداداد درین موقع شروع به خود نمائی می کند، نشاط و انبساط و خودخواهی را در آدمی به وجود می آورد، و آنطوری که دیده شده، بسیاری از جوانان در طوفان های دوران بلوغ غرق می شوند، و در مقابل کوچکترین میل و خواهش های نفسانی خویشتن داری از آنها سلب می شوند، سر انجام دست برداشته ، عقب نشینی می نمایند.

ولی استاد محقق: در برابر سخترین بحرانهای زندگی به ویژه در مقابل مشکلات فقر و تهیدستی، مانند کوه راسخ و سد شکست ناپذیری اصلا خود را نباخته و شخصیت خود را حفظ نموده و ناهمواریهای مسیر تحصیل را برا خود آسان و هموار ساخته و مراحل سطوح را بفاصله ی کوتاهی به پایان رسانید.

زنده ترین گواه بر سرعت فهم و ذکاوت فوق العاده ایشان کلام خود استاد محقق است که از او  این جمله را شنیدم، او گفت من کاملا مستحضرم که در سن بیست سالگی از تحصیل سطوح عالی فارغ شده بودم در صورتیکه قسمتی از سطوح را کاملا تدریس می کردم.

ولی مع الاسف که پس از آن وقت تا کنون یک تقدم محسوس و رضایت بخشی با طول مدت مشاهده نمی کنم، و در عین حال به انتظار یک گم گشته مجهولی هم بسر می برم، و بازگوید- خیال می کنم بدین درد بسیاری از محصلین افغانی گرفتار خواهد بود، زیرا که غالب ایشان از تحصیل خود هدف و منظور معینی ندارند، و شاید هدف جمعی تنها آموختن دروس سطح است و بس بدین سبب گاهی یا بسیار از اوقات محصل ده ساله و سی ساله ایشان یکسان است و این خود بدتر از گم گشته هدف است زیرا گم گشته هدف گاهی به دنبال جستن آن از همه پیش می تازد، باز هم استاد محقق گوید- مخفی و نا گفته نماند که ما در اثر احساس مسئولیت از دوران سی سال پیش، رمز تحول را به اینجا رسانیدیم که اکنون مولفات و آثار قلمی جمعی را که حاکی از قدرت علمی و استعدادات مختلف ایشان است در معرض استفاده و اطلاع عمومی قرار می دهیم.

در صورتیکه از حضرت استاد مدرس مکرر شنیدم که  می فرمود، یک روز که مشغول خواندن درس قوانین بودم یکی از رفقاء عبورش به من افتاد و گفت، این چه کتاب است، گفتم قوانین، گفت ما کجا و خواندن قوانین کجا، از حسن اتفاق پس از چندی همان آقا عبورش به من افتاد در وقتی که من مشغول تدریس قوانین بود م من نیز همان کلمه را یادآور شدم.

آری ما به خواست خدای عز و جل، ده ها، سد وهمی و خیالی را مانند افغانی و تالیف ، افغانی و تدریس عمومی در حوزه ی علمی ،  افغانی و تقریرات، افغانی و اجتهاد، در هم شکستیم مسولیت تحول بهترین از این  به دوش فرزندان آینده افغانی است که تا کجا همت کنند ولی باز این حقیقت را ناگفته نمی گذارم، به راستی من اکنون کمترین تقسیری به دوش همکاران برومند خود نمی گذارم زیرا که برخی را شایسته همه گونه مقامات علمی می دانم تهنا چیزی که بسیار از آن رنج می برم کسالت و غفلت و یا تغافل کسبه و تجار افغانی است، آه – آه- آه از این مردم کم تجربه چه بگویم، و یک عالم برومند و رهبر فکری با ضعف اقتصاد چه می تواند کند، در خانه اگر کس است یک حرف بس است. گفته ها و یا تعالیم و درسهای زنده استاد محقق تا به اینجا تمام شد.

 

استاد محقق و خدمات اجتماعی او

 

الف- استاد محقق پاره ای از وقت او به تدریس دروس سطح عالی و غیره  سپری می شود و ایشان سهم بارزی در قسمت تدریس در حوزه ی علمیه دارند و شاگردان زیادی به اجتماع تحویل داده اند.

 

ب- استاد محقق البته در صورتیکه خود از کبر و خودخواهی و حب ریاست دور بوده اند، او به روش آلوده و تحمیلات بی جا به دیده ی نفرت می نگرد و سخت خود را بر کنار می سازد، البته مبارزه با رژیم استعماری و امپریالزمی و فیودالی و سایر سیستم های مخالف با برنامه ی اسلامی یکی از صفات بارزه ی ایشان به شمار می رود.

 

ج- او با یک شخصیت بزرگ علمی و روح با ابتکار و هر نوع از فعالیتهای ارزنده در میان طبقه ی محصلین، به رهبری طبقه جوان و دانشجویان منور سهمی بسزا دارد، او خدمت و تعاون به همنوعان را در سرلوحه زندگی خود قرار داده و از طبقه محکومه و رنجبر و تهیدست از هر صنف که باشند به آغوش باز و بسیار گرم استقبال می کند. او منافع اجتماع را همواره بر منافع شخصی خود مقدم می دارد، آری وجدان سالم و فطرت پاک این بزرگوار مرد  حس تعاون او را همواره تقویت می نماید تا سرانجام گاه حس تعاون به صورت ایثار در اجتماع جلوه و ظهور می کند و در این راه مصالح عمومی و اجتماعی از هیچ گونه  فعالیتها خودداری نمی کند بزرگترین شاهد برای اثبات مدعی و صدق گفتار ما تالیف وطبع کتاب « المولفون الافغانیون» است که با زحمات نفسی و تضییع پاره از وقت و صرف مبلغ معتنی به از سرمایه ی  خویش تنها برای زنده نگه داشتن نیاکان وطن عزیزش به طبع رسانید.

البته واضح و روشن است که برهان ان- از اهمیت اثر و تالیف از لحاظ مطالب زیبا و طرز تحلیل آن، به مقام شامخ و ارجمند و شخصیت علمی جناب مولف پی برده می شود فلهذا ما هم به ذکر تالیفات و اثرهای علمی و اخلاقی و تاریخی دانشمند بزرگ جناب مولف « استاد محقق» و تعدادی مجموع اثرهای ایشان که متجاوز از بیست جلد کتاب مطبوع و مخطوط است  می پردازیم.

 

اثرهای علمی استاد محقق

 

جزء اول « هدایت المنطق » شرح لئالی منظومه در موضوع منطق- مطبوع.

جزء دوم « هدایت المنطق» شرح   لئالی منظومه در موضوع منطق- مخطوط.

جزء سوم« هدایت المنطق» شرح لئالی منظومه در موضوع منطق- مخطوط.

« هدایت الحکمه» شرح حکمت منظومه نیز اجزاء متعدد مخطوط و ناقص.

جزء اول « الیتیمه» شرح حاشیه ی ملا عبدالله در منطق مطبوع.

جزء دوم « الیتیمه» شرح حاشیه ی ملا عبدالله در منطق مطبوع.

جزءاول « الایضاح القاسمی» شرح بیع مکاسب در موضوع فقه مخطوط.

جزء دوم« الایضاح القاسمی» شرح بیع مکاسب در موضوع فقه مخطوط.

« ابدع الوسائل- فی شرح قطع الرسائل در موضوع اصول فقه مخطوط.

 

                                                      « اثرهای اخلاقی او»

 

جزء اول « سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی مطبوع.

جزء دوم « سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی مخطوط.

جزء سوم«سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی مخطوط.

الکفاح الاسلامی فی مشکله الفقر- حل مشکل از نگاه تعالیم اسلامی-.

الکفاح السلامی- فی مشکله المرض- در- موضوع الخلاق- مخطوط.

الکفاح السلامی- فی مشکله الجهل- در- موضوع اخلاق- مخطوط.

 

اثرهای تاریخی او

 

المولفون الافغانیون المعاصرون- در موضوع تاریخ- مطبوع.

العلماء و الادباء من افغانستان بین الامس و الیوم در موضوع تاریخ مخطوط.

الهزارﺓ فی التاریخ- این3- جزء از کتاب الافغانیون فی التاریخ.

خصال نا متناهی- در صفات مرد نامتناهی علی (ع) مخطوط.

 

اثرهای فلسفی و کلامی او

 

جزء اول « ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.

جزء دوم« ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.

جزء سوم« ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.

جزء چهارم « ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.

 

اکنون شرح زندگانی درخشان « استاد محقق » را از زبان دانشمند محترم و بیان شاعر  نامی آقای سید « جواد حسینی» بشنوید.

 

                                                          قصیده شاعر نامی آقای استاد حسینی

 

                                          بلبل طبعم سخن آغاز کرد             پیر فکرم دفتر نو باز کرد

                                          رفت در دریای مواج وجود            موج ها از هر طرف در کار بود

                                          به هریک ترکیب ناقص یا تمام         جمله ی ذرات در جنبش مدام

                                          هر گروهی از عناصر سوی هم      گاه در جنگ و گهی دلجوی هم

                                         بیشتر از صدفزون اندر شمار            رفت در اشیاء این عالم بکار

                                         از تسالم در کنار هم شدند               وز تخالف دشمن خود می زدند

                                         اولین سلول چون بیدار شد              هی بخود جنبید تا بسیار شد

                                         رفت در ترکبیب انسان بی شمار      هر کدامین بهر کاری زیر بار

                                         گاه یاروگاه مار هم شدند                باربر، هم گاه بار هم ، شدند

                                         زین عوامل صد هزار اندر گرو      تا که آدم پیشتازد در جلو

                                         ای خوش انسانی ز حیوانی رمید      رفت تا بر حد انسانی رسید

                                         شد مقدم آدم از آدم شدن                نی فقط همچون بهائم دم زدن

                                         هر که چون خرخورد و خوابش کار شد   همچو خر از بهر هر کس بار شد

                                        عرش انسانی را اگر داری گمان     رو نفخت فیه من روحی بخوان

                                        غرق نعمت دسته ای گمراه شد        دسته ای از فقر مرد راه شد

                                         خود تحول پخته سازد مرد را         پختگی خود می رساند درد را

                                        از نوابغ هر چه شد از درد شد       هر که دردش نیست خود بی درد شد

                                        یک هزار و سیصد و پنجاه و هفت     رفت از تاریخ هجرت خود بسنج

                                        روستائی نام او قاسم علی                 در گیامی اصلش از کرمان ولی

                                        نی ز کرمان که در ایران بود           تابع لعل است و در افغان بود

                                        در دهستانی که بودی پای کوه         کوه بدهد مرد بینا را شکوه

                                        کودکی در خانه اش بگشاد چشم       خالی از مهر و دلی خالی ز خشم

                                        از محبت کرد عیسی نام او             همچو عیسی صید چرخش دام او

                                        در گیامی ما ندده سال دگر              بود شغلش در فلاحت سر بسر

                                        برد آخر روزگار از وی قرار          می کشانیدش بهر سو و کنار

                                        تا در آخر در نجف بگذاشت پای       همچو دری در صدف بگرفت جای

                                       چون نجف هر شهر دانشرا در است   بحر گیتی دان، نجف چون گوهر است

                                       دین احمد زین نجف بر جاستی          منطق حق زین نجف بر پاستی

                                       نی نجف بل بحر مواج علوم             کوه آهن را نجف سازد چو موم

                                       مر شد خلقان نجف را مسکن است       حی و میت را نجف خود مامن است

                                       رفت عیسی  اندر ان امواجها            گه حضیض و گاه در معراج ها

                                       گر نباشد موج اوجش از کجاست        گر نباشد عسر یسرش بی بهاست

                                      عمرا و نبود فزون از سی و چار        همکنون آثار مغزش را شمار

                                      رفت در علم لغت استاد شد                تا که هر استاد را زو یاد شد

                                      در عرب شد یک ادیب ماهری          در فصاحت یکه تاز باهری

                                      « الیتیمه» منطق گویای او               « هادی حکمت» ید بیضای او

                                      فقه شرح بیع تحریرات ازو              در اصولش نیز تقریرات ازو

                                      فلسفه رکنسیت در « ارغام» او         و زبیانش زنده باشد نام او

                                      دیگر از تعلیم و تدریس و حساب       وز علوم اجتماعی کامیاب

                                     « الکفاحش» وعظ و توجیهات او        « هادی منطق» ز تنزیهات او

                                      هست اخلاقش ز « سلم » بازگو        المولف سیر در تاریخ او

                                      شد محقق چونکه تحقیقش بجاست        هرکه تحقیقش نباشد بی بهاست

                                      هرکرا ظرفیست چون دریای نیل         گر بداند خود ورا نبود بدیل

                                      بر سبیل رشد هر کس او فتاد              می شود همچون محقق او ستاد

                                      مر« حسینی» را چه باشد بیش ازین    تا کند تشریح یک مغز وزین

 

آقایان محترم

 

 من کوچکتر از آنم که توانسته باشم، دروان تحصیل و مکارم اخلاق و صفات برازنده « استاد محقق» را بطور مشروح و جالب و طبق خواست و آرزوهای شما، در مقابل دید مطالعه کنندگان محترم قرار داده باشم، ولی از عشق مفرط که بجناب مولف داشتم مرا تحریک و تشویق نمود که باید فصلی را در قسمت شرح زندگانی جناب مولف نوشته باشم، در پایان دوام بقاء دانشمند بزرگ حضرت استاد محقق را از خداوند مسئلت می نمایم.

 

غلام حسین فصیحی یکه و لنگی

27/12/1389 (هجری قمری)

 

تاریخ نشر در سایت سلام: دهم ذی الحجه 1428(10/12/1428)

 

 

نظر