ازمایش وابستگی

 

اشاره: نوشته زیر در تابستان تهیه شده بود، اما تا کنون موفق نشدم ان را در این جا قرار دهم. علتش این بود که می خواستم ان سخنرانی داکتر نجیب را که به این نوشته ربط پیدا می کرد مجددا بشنوم ومستقیما تکه هایی را بیاورم اما متاسفانه موفق نشدم پیدا کنم.

………………………………………………………………………………………….

 

 

 

" انچه را که هميشه، تاكيد نموده و حال هم تاكيد مي كنم اين است كه ما همه گزينه ها را آزمايش كرديم، فصل جديد بزرگترين شانس و بهترین زمینه برای مردم افغانستان و اخرین شانس برای همه مردم افغانستان از جمله مردم شیعه افغانستان است. ما اگر گذشته افغانستان را ورق بزنيم، هر ورقش تاريكي و ظلماني است، از وجب وجب خاك افغانستان صداي ظلم و بي عدالتي به گوش می رسید. ما گذشته سياه و تاريك از كله مناره ها و محروميت هاي سياسي و اجتماعي داريم، وقتي آن را مطالعه مي كنيم و صفحه جديد را با آن مقايسه مي‌كنيم، ما در شرايط طلايي كشور قرار داريم."1

جملات بالا بخشی از سخنرانی اقای کریم خلیلی، معاون دوم کرزی، است که در تاریخ 17/ 6/ 1385 بمناسبت بزرگداشت نیمه شعبان در کابل ایراد شده است.

 

مهدویت در تفکر شیعی

طبق تفکر و باور های شیعیان دوازده امامی، مهدی روزی ظهور می کند و بر پهنه زمین به تشکیل حکومت می پردازد. این حکومت با تمام حکومت های پیشین در تاریخ ادمی تفاوت دارد. این حکومت مکمل حکومتهای پیامبر و علی است که شیعیان به درستی انها ایمان کامل دارند. حکومت پیامبر از جزیره العرب فرا نرفت و حکومت امام علی به دلیل کشمکش های داخلی توفیق نیافت ان عدالت دلخواه خود را در جامعه پیاده کند.

بر اساس منابع شیعی، حکومت مهدی حکومت جهانی است و فارغ از کشاکشهای پیشین. عدالت ایده ال و در عین حال ویژگی اصلی ان است. در ان حکومت صدای شکستن استخوانهای محرومان توسط قدرتمندان شنیده نمی شود و هیچ کسی در رویای لقمه نانی به خواب فرو نمی رود. تک تک افراد جامعه فرصت ان را دارد تا علم بیاموزد و زندگی مادی و معنوی مطلوب داشته باشد. قدرمندان به خاطر بهرمندی از قدرت، توانایی ستمگری ندارند و محرومان به دلیل محرومیت از قدرت مورد ستم قرار نمی گیرند. حکومت مهدی حکومت کسانی است که در طول تاریخ مورد تبعیض قرار داشته اند؛ حکومت او امامت مستضعفان است. در قلمرو او عده ای در کاخهای شیشه ای زندگی نمی کنند در حالی که اکثریت مردم حتی چادر و خیمه (اهدایی ملل متحد) ای برای زیستن نداشته باشند.

 

یک پرسش مهم

اکنون این سوال مطرح می شود که پس از اشغال افغانستان توسط امریکا چه بهبودی در وضعیت هزاره ها پدید امده که کریم خلیلی ان را " اخرین شانس"، "شرایط طلایی" و "بهترین زمینه" می خواند؟

از لحاظ تئوریک سخنان اقای خلیلی اهانتی است به باور های شیعیان؛ مخصوصا که در روز تولد مهدی ایراد شده اند. او ایده ال حکومت مهدی را با این گفته اش که اشغال افغانستان " اخرین شانس برای همه مردم افغانستان از جمله مردم شیعه افغانستان است" رد می کند و ایده ال جدیدی را مطرح می نماید: حکومت در سایه نیروهای امریکایی.

اقای خلیلی وقتی چنین حرفی می زند منظوری دارد. او می خواهد میزان وفاداری خود را به امریکایی ها نشان دهد. رهبران افغانستان عمدتا مهمترین و محترمترین دارایی خود را معامله می کنند. یکی کشورش را می فروشد و دیگری باورش را تا چند روزی در مسند قدرت بماند.

زمانی که اقای خلیلی از سوی ایران تغذیه مالی و نظامی می شد، برخی به او و اطرافیانش پیشنهاد می دادند که علاوه با ایران با کشور های دیگر هم رابطه بر قرار کند اما جواب انها این بود که انها همه راهها را تجربه کرده اند و مورد ایران بهترین است. اما حالا برای او امریکاییها چنان جذبه پیدا کرده است که حتی مهدی به پای ان نمی رسد.

 

یک مقایسه

پس از اشغال افغانستان توسط امریکا، تحولاتی در روابط ملیتها از منظر قانونی پیش امده که مهم هستند. اما این تحولات محصول تفکر افغانها نیستند. افغانها معمولا در شرایط نامناسب و با زور دیگران وادار به تصمیم می شوند. شرایط امروز افغانستان چون محصول داخلی و تراویده از ذهن افغانها نیست دوام نخواهد اورد. مساله دیگر این که این تحولات نه برای اولین بار اتفاق افتاده و نه اخرین ان خواهد بود. انچه که خلیلی به عنوان تحولات منحصر به فرد یاد کند ممکن است موارد زیر باشند:

1. دادن پست معاونت دومی ریاست جمهوری به هزاره ها

2. حضور چند وزیر هزاره در کابینه

3. حضور چند نماینده در پارلمان

4. رسمیت یافتن مذهب شیعی

4. تعطیلات رسمی بمناسبت برخی مناسبتهای متعلق به شیعیان.

 

 

در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، حکومت تحت الحمایه ان کشور تحت فشار جنگ های مجاهدین تغییراتی را در روابط بین ملیت های افغانستان پدید اورد. 

 

 

چنانچه کمی به گذشته بر گردیم، متوجه می شویم که در گذشته فرصتهایی وجود داشته اند که هزاره ها از دست داده اند اما یقینا انچه انها در سایه اشغال افغانستان توسط امریکا به دست اورده اند بیشتر از انچه نیست که در زمان اشغال کشور توسط شوروی به انها پیشنهاد شده بود. مساله حضور وزیران هزاره در کابینه سابقه زیادی دارد و در پارلمان نیز. اکنون اقای خلیلی معاون دوم است ولی در زمان روسها اقای کشتمند نخست وزیر بود که قانونا شخص شماره 2 کشور به حساب می امد. رسمیت مذهب تشیع هم چیزی جدیدی نیست. داکتر نجیب الله در یکی از سخنرانی هایش در شورای ملیت هزاره چنین وعده ای را داده بود. او همچنین گفته بود که در دانشگاه کابل کرسی تدریس فقه جعفری را راه اندازی خواهد نمود. به علاوه رادیویی به زبان هزارگی در هزارجات فعال خواهد شد که البته با توجه به این که در ان زمان سیستم سرمایه داری در افغانستان وجود نداشت، چنین حرکتی مهم بود.

 

 

در زمان اشغال افغانستان توسط امریکا، تحت فشار جنگ های طالبان، دولت تحت الحمایه ای متشکل از ملیت های مختلف تشکیل شده است.

 

 

مهمترین اقدامی که نجیب الله وعده انجام ان را داده بود، مساله ایجاد تغییر در جغرافیای هزارجات بود. این حرکت نجیب می تواند به عنوان سند مهمی در به رسمیت شناخته شدن غصب اراضی هزاره ها توسط دولتهای پیشین پشتون و لزوم بازگرداندن انها تلقی شود. باورم نمی شود که اقای خلیلی حتی خواب چنین اقدامی راببیند و یا جرات طرح ان را داشته باشد.

بطور خلاصه، انچه که در سایه اشغال افغانستان توسط امریکا و تحت فشار طالبان نصیب مردم افغانستان به شکل عامش و مردم هزاره به طور خاص شده ارزشمند تر از ان چیزی نیست که در زمان اشغال کشور توسط شوروی و تحت فشار مجاهدین نصیب شده بود. مردم افغانستان و فرزندانش گزینه ها و فردای بهتری پیش رو خواهند  داشت که اداره کشور به دست خود شان یکی از انها و مهمترین شان است. البته برای شخص اقای خلیلی این اولین شانس و اخرین گزینه بوده است.

 

 

نبايد اين اولين و آخرين شانس را از دست داد

نظر شما

.............